عناصر گیاه
منابع علایم دیداری
تنشهایی از قبیل شوری، عوامل بیماریزا و آلودگی هوا، مجموعه علایم مشخصه خود را بر علایم دیداری القاء میکنند. اغلب، این علایم، شباهت نزدیکی با علایم کمبود مواد غذایی دارند. عوامل بیماریزا اغلب کلروز بین رگبرگی ایجاد میکنند و آلودگی هوا و تنش شوری میتوانند باعث سوختگی نوک برگ شوند. هر چند در ابتدا این علایم ممکن است با علایم عمومی کمبود مواد غذایی شبیه به نظر بیایند، اما در جزئیات و یا در طرح گسترش سرتاسریشان، با هم اختلاف دارند.علایم پاتولوژیکی اغلب میتوانند از علایم تغذیهای بوسیله توزیعشان در جمعیت گیاهان آلوده مجزا شوند. اگر گیاهان تحت تنش غذایی هسند، همه گیاهان مشابه و در یک مرحله رشدی و در محیط مشابه، در زمان مشابهی، علایمی شبیه به هم خواهند داشت؛ در صورتی که اگر تنش به خاطر پاتوژن باشد، توسعه علایم فقط در گیاهانی که پاتوژن به آنها رسیده بسیار زیاد خواهد بود.ارتباطات محیطی گیاهان، مقادیر قابل توجهی از مواد غذایی را از خاک در طول دوره رشد طبیعیشان خارج میکنند و به این دلیل باعث تغییرات محیطی طولانی مدت بسیار زیادی میشوند. اثرات روی خاک، بسیار بیشتر از خارج کردن یا تخلیه عناصر است. باید تعادل سیستم گیاه ـ خاک در طول مدت جذب مواد غذایی، برقرار نگه داشته شود. برقراری تعادل معمولاً به وسیله دفع پروتون و یا یونهای هیدروکسیل توسط گیاه و جذب کاتیونها یا آنیونهای غذایی اتفاق میافتد. برای مثال هنگامی که کود آمونیاک به گیاهان داده میشود، آنها بیشتر نیاز خود به نیتروژن را از کاتیون آمونیوم به دست میآورند تا آنیون نیترات معمولی. چون نیترات تنها آنیونی است که به مقدار زیادی توسط گیاهان استفاده میشود، پس در طول جذب طبیعی عناصر، دفع پروتون از دفع یونهای هیدروکسیل بسیار فراتر میرود. در وضعیت رشد شدید گیاهان، مقادیر دفع شده پروتونها میتواند برای کاهش pH خاک به میزان چندین واحد کافی باشد.تغییرات چنین عظیمی در pH خاک میتواند دلالت بر فرآیندهای زیادی روی خاک، مانند ساختار خاک، قابلیت در دسترس بودن عناصر و آبشویی عناصر داشته باشد. اثرات ناگهانی روی خاک، ممکن است برای برخی گیاهان مطلوب باشد مانند گیاهان اسیددوست که این وضعیت باعث در دسترس قرار گیری بیشتر عنصر آهن میگردد. هر چند در ادامه، پایین آمدن pH خاک میتواند به گیاهان آسیب برساند، زیرا قابلیت در دسترس بودن عناصر تغییر خواهد یافت. خاکی با pH کم، اجازه خواهد داد عناصر ریز مغذّی به آسانی از پروفیل خاک شسته شوند و سرانجام باعث فقدان عناصری از قبیل Cu و Zn میشود. در مجموع، هنگامی که pH خاک از 5 پایینتر میآید، قابلیت انحلال Al و Mn میتواند افزایش بیابد و چنین وضعیتی باعث ایجاد حالت سمّی برای رشد گیاهان شود.گیاهان اغلب به ارتباطات محیطی واکنش نشان داده و از آن تأثیر میپذیرند. اگرچه این یک فرضیه معتبر ثابت نیست، بسیاری از گیاهان به این امر گرایش دارند که با مهارت، عناصر معیّنی را به سهولت از محیط اطرافشان جذب کنند. برای مثال، آهن یک عنصر محدود کننده در بسیاری از اراضی کشاورزی است اما به طور متوسط در 3% از خاکها، بیش از نیاز گیاهان در دسترس است. بعضی از گیاهان به طور فعال، پروتونهای را دفع کرده و باعث کاهش pH خاک و در نتیجه افزایش قابلیت انحلال آهن در محیط اطراف خود میشوند. در مجموع، دیگر گیاهان فیتوسیدروفورها را دفع کرده تا کلات خاک، آهنِ اندوخته شده را بیشتر در دسترس گیاه قرار دهد.خط سیر ظهور علامت در نگاه اوّل، به نظر میرسد که تمایز میان کمبود عناصر غذایی برای 13 عنصر معدنی ضروری، نسبتاً ساده باشد. امّا چنین فرضی نادرست است. در واقع، علایم کمبود کاملاً پیچیده هستند زیرا هر عنصر کارکردهای بیولوژیکی متفاوتی دارد و هر کارکرد ممکن است مجموعه مجزایی از اثرات متقابل با یک محدوده وسیع از پارامترهای محیطی داشته باشد. در مجموع، تعریف این علایم برای شرایط کمبود بحرانی یا مزمن، متفاوت است.کمبود بحرانی هنگامی اتفاق میافتد که یک عنصر برای مدّت کوتاهی در مرحله رشد گیاه، از دسترس خارج میشود. کمبود مزمن هنگامی اتفاق میافتد که یک عنصر به طور مداوم محدود شود در حالی که گیاه برای رشد خود به آن نیازمند باشد.بیشتر علایم کمبود کلاسیک شرح داده شده در کتب درسی، نشان دهنده کمبودهای بحرانی هستند. بیشتر علایم عمومی در کمبودهای مزمن شبیه به هم بوده، شامل برگهای سبز تیره و رشد کم و یا آهسته میباشد. بیشتر توضیحات تیپیک منتشر شده درباره علایم کمبود، در نتیجه آزمایشات هدایت شده در گلخانهها یا اتاقکهای رشد بوده، که در این صورت، گیاه در شرایط هایدروپونیک ( آبکشت ) یا مدیا که در آنها عناصر به طور کامل در دسترس قرار دارند، رشد داده شده است.در این شرایط، عناصر به آسانی در دسترس هستند. امّا هنگامی که عنصر تقلیل مییابد، گیاه به طور ناگهانی با کمبود بحرانی مواجه میشود. بنابراین مطالعات آبکشت، به توسعه کمبودهای بحرانی توجه دارند.در طرحهای آزمایشی مطالعه علایم کمبود عناصر ریز مغذّی، معمولاً این عناصر از محلول غذایی حذف میشوند. عناصر ریز مغذّی اغلب در دانه یا به صورت آلاینده در محیط حضور دارند پس یک گیاه پس از اینکه این مقادیر عناصر ریز مغذّی را به مصرف رساند، آن وقت علایم کمبود بحرانی را نشان میدهد.وقتی که علایم کمبود عناصر پر مصرف جستجو میشود، میتوان روی سرعت رشد و اندازه گیاه متمرکز شد. گیاه را به طور متناوب در مراحلی از رشد میتوان تحت کاربرد عنصری قرار داد که محدود کننده رشد است. چون عناصر پر مصرف به طور مداوم به مقدار زیادی برای رشد گیاه مورد نیاز است، عناصر در دسترس به سرعت تقلیل یافته و در نتیجه باعث کمبود بحرانی میگردد.در سیستمهای طبیعی، گیاهان با تنشهایی با انواع و درجات مختلف رو به رو شده و علایم متفاوتی بروز میدهند. شاید بیشتر کمبود عناصر عمومی در محیطهای طبیعی، به خاطر کم شدن عنصری که نقش محدود کننده پیدا کرده، در اثر عوامل فرسایش باشد. در چنین وضعیتی، عنصر محدود کننده باعث ایجاد علایم کمبود مزمن عنصر میشود.اثر انتقال روی ظهور علامت اثر متقابل بین انتقال عنصر در گیاه و سرعت رشد گیاه، میتواند یک فاکتور مهم که نوع و محل علایم کمبود و توسعه آنها را تحت تأثیر قرار میدهد به شمار رود. برای بسیاری از عناصر متحرک مانند نیتروژن و پتاسیم، علایم کمبود به طور واضح در برگهای پیر و بالغ ظهور مییابند. زیرا در مواقع کمبود عنصر، این عناصر از برگهای پیر و بالغ به سمت برگهای جوان نزدیک مناطق رشد گیاه حرکت میکنند.در واقع، عناصر متحرکی که به تازگی توسط ریشهها جذب میشوند، به سمت برگهای تازه و مناطق رشد حرکت میکنند. بنابراین برگهای پیر و بالغ در طول زمان تنش، از عناصر متحرک خالی شده، در حالی که برگهای تازه، از مقادیر مطلوب بیشتری از عنصر برخوردار هستند.تمرکز واضح علایم کمبود عناصر کم حرکت مانند کلسیم، بُر و آهن، بر خلاف عناصر متحرک میباشد؛ در اینجا علایم کمبود ابتدا در مناطق رشد و برگهای جوان ظاهر میشوند در حالی که در برگهای پیر، مقادیر مطلوب عنصر باقی میماند. (فرضیهای وجود دارد مبنی بر اینکه این گیاهان غلظت کافی عنصر شروع به رشد کرده اما برای توسعه یافتن، به مازاد عنصر نیاز دارند). در گیاهانی که خیلی آهسته در طول چند فصل رشد میکنند عواملی به غیر از تغذیه (مانند نور کم) اگر به طور طبیعی محدود کننده نباشند حتی در صورت کمبود عناصری تحت این شرایط، گیاه به آرامی به رشد خود ادامه داده حتی بدون اینکه علایم کمبودی ظاهر شوند. این نوع ظهور مشابه آنچه در عناصر کم حرکت اتفاق میافتد میباشد، زیرا اضافه عناصر در برگهای پیر، سرانجام برای تأمین توسعه بافتهای جدیدتر به سوی آنها منتقل میشود. در مقایسه، گیاهی با رشد سریع، از کمبودهای شدید در بافتهای فعال رشدی از قبیل لبههای برگ و منطقه رشد گیاه، بیشتر آسیب میبیند. یک مثال کلاسیک از این مورد، کمبود کلسیم در سبزیجاتی مانند کاهو است که ظهور علایم روی حاشیه برگ (سوختگی نوک برگ) و منطقه رشد نزدیک مریستمها میباشد. حداکثر رشد کاهو اغلب به وسیله سرعت جا به جایی درونی کلسیم به بافتهای در حال رشد، محدود میشود تا در نتیجه محدودیت ذخیره عناصر در خاک.هنگامی که عناصر متوسط حرکت مانند گوگرد و منیزیم، عناصر محدود کننده سیستم هستند، علایم کمبود به طور طبیعی در سرتاسر گیاه مشاهده میشوند. هر چند سرعت رشد و میزان در دسترس بودن عنصر میتواند اختلاف قابل توجهی روی محل بروز علایم ایجاد نماید. اگر کاربرد عنصر به صورت فرعی با میزان رشد مقایسه شود، علایم در بافتهای پیرتر مشاهده میشوند اما اگر کاربرد خیلی کم عنصری با میزان رشد مقایسه گردد، یا عنصر کاملاً تخلیه گردد، ابتدا بافتهای جوانتر ناکارا میشوند.رقابت گیاه و تحریک کمبودها هنگامی که علایم مشاهده شده مستقیماً در نتیجه کمبود عنصر هستند، همه چیز را به طور صریح به ما میگویند. اگر چه علایم اغلب نتیجه اثرات متقابل با دیگر فاکتورهای محدود کننده محیطی که قابلیت در دسترس بودن عنصر را تحت تأثیر قرار میدهند، میباشند. نمونه کلاسیک آن، کمبود آهن است که به دلیل افزایش فلزات سنگین در محیط ایجاد میشود. انتقال فلزاتی از قبیل Cu ، Zn ، Cr و Ni ، با Fe و دیگر عناصر جذبی گیاه رقابت میکنند.رقابت برای جذب، مخصوص Fe و فلزات سنگین نیست بلکه این امر برای همه ناصر معدنی که از نظر شیمیایی و مکانیزم جذب مشابه میباشند، حقیقت دارد. برای مثال، اگر قابلیت در دسترس بودن Ca یا Zn نسبتاً کمتر از آهن است، تمرکز بیش از حدّ برخی دیگر از فلزات مانند Ni یا Cr باعث کمبود بیشتر یکی از این عناصر نسبت به Fe میشود. درباره عناصر پر مصرف، مقادیر بیش از اندازه Mg ، با K برای جذب رقابت کرده و احتمالاً میتواند باعث کمبود K شود.عقیمی خاکهای سرپنتاین به دلیل چنین رقابتی است. این خاکها با دارا بودن Mg زیاد، باعث کمبود Ca میگردند. سمّیت خاکی با pH پایین، مثال دیگری از کمبود عناصر پایهای است. pHپایین، تأثیر روی عناصر خاک دارد: کمک به شستشوی کاتیونها، آنها را از دسترس گیاه خارج کرده و مقادیر نسبتاً زیاد پروتونها در خاک با Ca و دیگر کاتیونها در جذب رقابت میکنند. بنابراین کمبود عناصر میتواند به دلیل تعداد زیادی از مکانیزمها که قابلیت استفاده عنصر را محدود میکنند، به وقوع بپیوندد.تقاضای عنصر و کارایی استفادهاگرچه همه گونههای مشابه گیاهان، پاسخهای مشابهی به تنش غذایی میدهند، گیاهان گونههای مشابه اغلب اختلاف قابل توجهی در کارایی استفاده از عنصر، از خود نشان میدهند. این نتایج، از اختلاف در سرعت رشد، توزیع ریشه، مرحله رشد و کارایی جذب و مصرف عنصر حاصل میشوند. این امر اشاره ضمنی دارد به اینکه گاهی در وضعیتی، گیاهانی از یک گونه دچار کمبود مواد غذایی میشوند در حالی که گیاهانی از گونههای دیگر در همان شرایط یا شرایط نزدیک به آنها، ممکن است هیچ گونه علایم کمبودی نشان ندهند.همچنین سرعت رشد از وضعیت عنصر تأثیر میپذیرد. هنگامی که ذخیره عنصر برای رشد گیاه در شرایط محیطی موجود ناکافی باشد، بسیاری از گیاهان سرعت رشدشان را با میزان ذخیره قابل استفاده عنصر بدون بروز علایم واضح کمبود، تنظیم میکنند.سیستمهای کشاورزی که در آنها گیاهانی با رشد سریع تحت شرایط کم تنش انتخاب میشوند، با سیستمهای طبیعی اختلاف دارند. این سرعت رشد زیاد یعنی اینکه گیاه تقاضای زیادی برای عناصر دارد که در صورت برطرف نشدن، بروز زیاد علایم کمبود را در پی خواهد داشت، مگر اینکه کودهای تکمیلی به کار برده شوند. این وضعیت غیر عادی نیست که ما گیاهانی زراعی بیابیم که علایم شدیدی از تنش غذایی را نشان میدهند، در حالی که گیاهان محلی در همان شرایط، بدون علایم یا با کمترین علایم کمبود، رشد میکنند.در سیستمهای کشاورزی، علایم کمبود مزمن بیشتر در گیاهان کود داده نشده یا محدود شده از نظر کود دهی رخ میدهد. علایم کمبود غذایی بحرانی، اغلب هنگامی اتفاق میافتد که محصولات جدیدی با تقاضای غذایی بالا معرفی میشوند یا اراضی با حاصلخیزی کم، تحت کشت و کار برای تولید گیاهانی با سرعت رشد نسبتاً زیاد، قرار میگیرند.یکنواختی وضعیت ماده غذاییتمام بافتهای گیاه در طول زمان تنش، در وضعیت تغذیهای یکسانی قرار ندارند. برگهای روی یک گیاه که در معرض شرایط محیطی متفاوتی ( از قبیل نور ) قرار دارند، یا آنهایی که سن متفاوتی دارند، ممکن است اختلافات قابل توجهی در وضعیت غذایی داشته باشند. عناصر معدنی برای بیشتر قسمتهای گیاه، توسط ریشهها به دست آمده و در سرتاسر گیاه جابجا میشوند. فاصله هر قسمت از گیاه تا ریشه، قابلیت در دسترس بودن مواد غذایی بویژه در عناصر کم حرکت را تحت تأثیر قرار خواهد داد. در گیاهان بهبود یافته از کمبود غذایی، ابتدا ریشه و بافتهای هدایت کننده مواد غذایی، ترمیم میشوند. برای مثال، در وضعیت بهبود کمبود Fe ، میتوان مشاهده کرد که رگبرگها دوباره سبز شدهاند در حالی که بافتهای بین رگبرگی، همچنان کلروتیک و دارای نشانههای کمبود Fe هستند. به منظور رشد بهینه و سریع، همه بافتهای گیاه باید یک وضعیت مطلوب غذایی داشته باشند. اگرچه یک گیاه ممکن است از نظر چند عنصر با کمبود رو به رو باشد، فقط یکی از آن عناصر در زمانِ واحد، موجب محدود کردن رشد خواهد شد. هر چند اگر آن عنصر محدود کننده به کار برده شود، باعث افزایش رشد میگردد، این افزایش در رشد یعنی اینکه گیاه عناصر دیگر را طلب خواهد کرد و عنصر بعدی که در سطح پائینی قرار دارد، به عنوان عنصر محدود کننده، در خواهد آمد.ابزارهای تشخیص دیگر با اینکه علایم تشخیص دیداری، یکی از با ارزشترین ابزارها برای ارزیابی سریع وضعیت مواد غذایی در گیاه هستند، آنها تنها یکی از ابزارهای قابل استفاده میباشند. ابزارهای عمده دیگر عبارتند از: مطالعات میکروسکوپیک، تجزیه طیفی و تجزیه بافت و خاک. همگی این روشها دارای دقت، سرعت و توانایی زیادی برای پیشگویی وضعیت آینده مواد غذایی هستند. به خاطر اثر متقابل نزدیک بین رشد گیاه و محیط، همه پیشگوییها درباره آینده وضعیت تغذیهای، باید فرضیاتی در مورد اینکه محیط در طول زمان چگونه تغییر خواهد کرد، داشته باشند.فایده اصلی علایم تشخیص دیداری این است که آنها به سهولت به دست آمده و ارزیابی سریعی از وضعیت مواد غذایی را میسّر میسازند. اشکال عمده آنها این است که علایم دیداری، تا هنگامی که اثرات سوء زیادی روی عملکرد، رشد و نمو بوجود نیاید، ظهور نمیکنند.تجزیه بافت، مختص مواد غذایی است امّا نسبتاً کم؛ بافتها باید نمونه گیری شده، آزمایش و تجزیه شوند و درباره وضعیت غذایی، تخمین زده شود. یک تجزیه از عناصر معدنی مشتمل است بر بافتهای گیاهی انتخاب شده و مقایسه آنها با سطوح مقادیر بحرانی (که برای اغلب گیاهان زراعی در دسترس است) میتواند برای ارزیابی وضعیت مواد غذایی گیاه در زمان نمونه گیری با درجه اطمینان نسبتاً بالایی مورد استفاده قرار گرفته و این وضعیت را تا هنگام برداشت محصول، پیشبینی نماید.تجزیه بافت، شبیه تجزیه بافت است با این تفاوت که اینجا به جای ارزیابی وضعیت تغذیهای گیاه، قدرت پتانسیل خاک در این زمینه سنجیده میشود.تجزیه گیاه، اطلاعاتی در مورد آنچه گیاه نیاز دارد تهیه میکند در حالی که تجزیه خاک، اطلاعاتی در مورد وضعیت ذخیره مواد غذایی در خاک به دست میدهد.تجزیه طیفی از وضعیت تغذیه، هنوز در ابتدای راه است و به زودی در فهرست منابع جهانی مطالعات تخصصی مورد استفاده قرار میگیرد.مطالعات میکروسکوپیک بیشتر در مورد جنبههای فیزیولوژیکی تنش غذایی روی تمام گیاهان یا گیاهان زراعی پایه، اهمیت دارند، تا ارزیابی وضعیت تغذیهای گیاه.شرح علایم یافتن یک برگ یا حتی یک گیاه که تمام علایم مشخصه یک نوع کمبود را در خود داشته باشد، امری غیر معمول است. دانستن اینکه تک تک علایم چگونه به نظر میرسند، بسیار خوشایند است امّا این امکان وجود ندارد چرا که علایم به صورت ترکیبی با همدیگر در گیاه اتفاق میافتند.بسیاری از عبارات اشاره شده در ذیل در تشریح علایم کمبود، معقولانه و بدیهی به نظر میرسند؛ هر چند تعدادی از آنها به معنی واقعی کمبود مواد غذایی در مزرعه به شمار میروند. برای مثال، اصطلاح کلروتیک که یک اصطلاح عمومی برای زرد شدن برگها به خاطر از دست دادن کلروفیل است، نمیتواند بدون توصیفات اضافی به کار رود، زیرا اگر کلروز سرتاسری باشد، نشانه کمبود نیتروژن، کلروز بین وریدی به خاطر کمبود آهن یا کلروز حاشیهای به دلیل کمبود کلسیم میباشد. اصطلاح دیگری که بارها در تشریح علایم کمبود مواد غذایی به کار میرود، نکروتیک است که اصطلاحی عمومی برای بافتهای قهوهای شده و مرده است. این علامت همچنین میتواند با فرمهای متنوعی ظهور کرده و به عنوان وضعیتی در علایم نکروتیک به شمار رود.علایم کمبود مواد غذایی برای بسیاری از گیاهان، مشابه است، اما به دلیل تنوع یافتن زیاد گیاهان و محیط اطرافشان، ناچار به بیان محدودهای جهت علایم هستیم. به خاطر داشتن رگبرگهای موازی، علفها و دیگر تک لپهایها، کلروز را به صورت سری خطهای نواری نشان میدهند در صورتی که کلروز در دولپهایها، مشبک و بین رگبرگها به وقوع میپیوندد.اختلاف مهم دیگر اینکه نکروز یا کلروز حاشیهای که در دولپهایها یافت میشود، در تک لپهایها، اغلب با عنوان سوختگی لبه برگ از آن نام برده میشود. ماکرو المنتها: (عناصر پرمصرف)عناصری که بیشتر مورد نیاز گیاهان میباشند و عبارتند از: کربن C، هیدروژن H، اکسیژن O، نیتروژن N، فسفر P، پتاسیم K، کلسیم Ca، منیزیم Mn، گوگردS. میکروالمنتها: (عناصر کممصرف)عناصری که به مقدار بسیار کم نیاز هستند و اگر از مقدار متداول بیشتر شوند حتی اثرات نامطلوب هم خواهندداشت و عبارتند از: آهن Fe، منگنز Mg، روی Zn، بر B، مس Cu، مولیبدن Moو کلرCl. نیتروژن یکی از عناصر اصلی مورد نیاز گیاهان است که با وجودی که در هوا به مقدار زیادی وجود دارد. ولی گیاهان از نوع معدنی نیتروژن استفاده میکنند. بدون نیتروژن رشد گیاه به مقدار بسیار زیادی کاهش مییابد. از علائم کمبود نیتروژن کاهش رشد، زردی و کوچک شدن برگها و ضعف در برگهای پیر است چرا که نیتروژن از برگهای پیر به برگهای جوان منتقل میشود. کمبود شدید نیتروژن باعث ریزش پیش از موقع برگها میشود.بیش از اندازه بودن نیتروژن هم به آبدار، ترد و شکنندهشدن ساقهها و تیره رنگ شدن برگها منجر میشود.کودهای ازته به دو صورت دامی (کودهای دامی، برگ پوسیده و اندامهای پوسیده حیوانات) و معدنی (نیترات آمونیوم، فسفات آمونیوم، اوره و…) وجود دارند. با توجه به اینکه روی کودهای دامی باید فرآیندهای زمانبری صورت بگیرد تا نیتروژن مورد نیاز گیاه آزاد شود کودهای دامی به سرعت نمیتوانند در موارد ضروری جوابگو باشند. بهترین فصل برای استفاده از کود دامی برای باغچهها و… انتهای فصل پاییز است که در مدت زمستان کودها تجزیه شده و عناصرشان آزاد شود. فسفر در فرایند فوتوسنتز بسیار مهم است. کمبود فسفر باعث توقف رشد گیاه میشود و به علت انتقال فسفر از برگهای پیر به برگهای جوان منجر به ریزش برگهای پیر میشود. گهگاه کمبود فسفر باعث تجمع مواد قندی در برگ و ساقه شده و برگها و ساقهها به رنگ قرمز درمیایند.در خاک فسفر به صورت معدنی و آلی یافت میشود. PH خاک برای جذب فسفر مهم است و میبایست بین ۶-۷ باشد. فسفات آمونیوم از کودهای فسفره است و اگرچه در پودر استخوان فسفر زیادی وجود دارد ولی این فسفر زیاد برای گیاهان قابل جذب نیست. پتاسیم در اغلب خاکها به اندازه کافی یافت میشود. پتاسیم در فتوسنتز و تهیه قند نقش دارد. این عنصر نیز در گیاهان قابل انتقال است بنابراین علائم کمبود آن به صورت سوختگی کنار برگها ابتدا در برگهای پیر ظاهر میشود.سولفات پتاسیم و نیترات پتاسیم از کودهای پتاسه هستند. کلسیم به صورت پکتات کلسیم در دیوارههای سلولی گیاهان استفاده میشود. کلسیم در گیاهان قابل انتقال نیست و بنابراین پیوسته باید در دسترس گیاه باشد. کمبود کلسیم باعث کمبود رشد و همچنین لوله شدن برگها و قهوهای شدن ریشه میگردد. پوسیده شدن غنچهها، آسیبهای پوستی در درختان از دیگر علائم کمبود کلسیم است.اضافه کردن مقدار کم و محتاطانه آهک به خاک برای رفع کمبود کلسیم، محلول پاشی نیترات کلسیم و استفاده از کودهای حاوی کلسیم مانند سوپر فسفات موثرند. گوگرد در تهیه پروتئین و اسید آمینه برای گیاهان مورد نیاز است. بو و مزه برخی محصولات باغبانی مانند سیر، پیاز و خردل مربوطه به گوگرد است.علائم کمبود گوگرد بیشتر در برگهای جوان دیده میشود، علائم به صورت کاهش رشد، زردی و کوچک شدن برگهای جوان است. گوگرد به صورت معدنی و آلی در خاک یافت میشود. گوگرد آلی از تجزیه مواد پروتئینی به دست میآید و گوگرد معدنی را میتوان به صورت کود سوپر فسفات، سولفات آمونیوم و گل گوگرد یا سولفات کلسیم به خاک اضافه کرد. منیزیم در تولید کلروفیل مهم است. و در بذور گیاهان به مقدار زیادی ذخیره میشود. علائم کمبود منیزیم زرد شدن مابین رگبرگهاست. ابتدا در برگهای پیر مشاهده شده و اگر کمبود شدید باشد برگهای شروع به ریزش میکنند. منیزیم در خاک به نسبت سریع شسته شده و از دسترس گیاه خارج میشود. برای رفع کمبود منیزیم از کربنات منیزیم و سولفات منیزیم استفاده میشود. آهن در تولید کلروفیل، تنفس و فتوسنتز کاربرد دارد. کمبود آهن کاملا مشهود است و برگهای جوان زرد میشوند ولی رگبرگها سبز باقی میمانند و در کمبود شدید رشد متوقف میشود. جذب آهن به ph خاک و ترکیبات آن بستگی دارد و به صورت کلات آهن به خاک اضافه میشود. بر کمبود بر باعث توقف رشد و خشکیدگی سرشاخهها و ریشهها میشود. برگها کلفت و شکننده شده گلدهی به میزان قابل توجهی کاهش یافته تبدیل گل به میوه کم میشود.میزان بر در خاکها بسیار کم است و در خاکهای شنی زود شسته میشود. بوراکس به عنوان منبع بر استفاده میشود. روی کمبود روی باعث کوچک ماندن برگهای گیاه و کوتاه شدن فاصله بین گرههای ساقهها میشود. Ph خاک در جذب روی موثر است. در خاکهای قلیایی و حاوی فسفر زیاد، روی غیرقابل استفاده میشود. در خاک زود شسته میشود. برای رفع کمبود از سولفات روی استفاده میشود. منگنز به میزان بسیار کمی مورد نیاز گیاه است و در صورت زیاد شدن آن اثر مسمومکننده خواهدداشت. وجود منگنز برای اغلب اعمال گیاهی نیاز است. علائم کمبود منگنز در گیاه مخنتلف متفاوت است. در برگهای جوان، سوختگی کنار برگها، لکههای سوخته میانه برگها همراه با کاهش رشد و کاهش گلدهی از نشانههای کمبود منگنز است. برای رفع کمبود از سولفات منگنز استفاده میشود. مس نیز به مقدار بسیار کم در سوخت و ساز گیاهان استفاده میشود. کمبود مس موجب کوچک ماندن برگها و سوختگی برگهای شاخههای جوان میشود. برای رفع کمبود از سولفات مس استفاده میکنند. مراحل جذب عناصر غذایی در ph های مختلف نمودار محدودهpHمناسب برای جذب بهتر عناصر غذایی در گیاهان
تنشهایی از قبیل شوری، عوامل بیماریزا و آلودگی هوا، مجموعه علایم مشخصه خود را بر علایم دیداری القاء میکنند. اغلب، این علایم، شباهت نزدیکی با علایم کمبود مواد غذایی دارند. عوامل بیماریزا اغلب کلروز بین رگبرگی ایجاد میکنند و آلودگی هوا و تنش شوری میتوانند باعث سوختگی نوک برگ شوند. هر چند در ابتدا این علایم ممکن است با علایم عمومی کمبود مواد غذایی شبیه به نظر بیایند، اما در جزئیات و یا در طرح گسترش سرتاسریشان، با هم اختلاف دارند.علایم پاتولوژیکی اغلب میتوانند از علایم تغذیهای بوسیله توزیعشان در جمعیت گیاهان آلوده مجزا شوند. اگر گیاهان تحت تنش غذایی هسند، همه گیاهان مشابه و در یک مرحله رشدی و در محیط مشابه، در زمان مشابهی، علایمی شبیه به هم خواهند داشت؛ در صورتی که اگر تنش به خاطر پاتوژن باشد، توسعه علایم فقط در گیاهانی که پاتوژن به آنها رسیده بسیار زیاد خواهد بود.ارتباطات محیطی گیاهان، مقادیر قابل توجهی از مواد غذایی را از خاک در طول دوره رشد طبیعیشان خارج میکنند و به این دلیل باعث تغییرات محیطی طولانی مدت بسیار زیادی میشوند. اثرات روی خاک، بسیار بیشتر از خارج کردن یا تخلیه عناصر است. باید تعادل سیستم گیاه ـ خاک در طول مدت جذب مواد غذایی، برقرار نگه داشته شود. برقراری تعادل معمولاً به وسیله دفع پروتون و یا یونهای هیدروکسیل توسط گیاه و جذب کاتیونها یا آنیونهای غذایی اتفاق میافتد. برای مثال هنگامی که کود آمونیاک به گیاهان داده میشود، آنها بیشتر نیاز خود به نیتروژن را از کاتیون آمونیوم به دست میآورند تا آنیون نیترات معمولی. چون نیترات تنها آنیونی است که به مقدار زیادی توسط گیاهان استفاده میشود، پس در طول جذب طبیعی عناصر، دفع پروتون از دفع یونهای هیدروکسیل بسیار فراتر میرود. در وضعیت رشد شدید گیاهان، مقادیر دفع شده پروتونها میتواند برای کاهش pH خاک به میزان چندین واحد کافی باشد.تغییرات چنین عظیمی در pH خاک میتواند دلالت بر فرآیندهای زیادی روی خاک، مانند ساختار خاک، قابلیت در دسترس بودن عناصر و آبشویی عناصر داشته باشد. اثرات ناگهانی روی خاک، ممکن است برای برخی گیاهان مطلوب باشد مانند گیاهان اسیددوست که این وضعیت باعث در دسترس قرار گیری بیشتر عنصر آهن میگردد. هر چند در ادامه، پایین آمدن pH خاک میتواند به گیاهان آسیب برساند، زیرا قابلیت در دسترس بودن عناصر تغییر خواهد یافت. خاکی با pH کم، اجازه خواهد داد عناصر ریز مغذّی به آسانی از پروفیل خاک شسته شوند و سرانجام باعث فقدان عناصری از قبیل Cu و Zn میشود. در مجموع، هنگامی که pH خاک از 5 پایینتر میآید، قابلیت انحلال Al و Mn میتواند افزایش بیابد و چنین وضعیتی باعث ایجاد حالت سمّی برای رشد گیاهان شود.گیاهان اغلب به ارتباطات محیطی واکنش نشان داده و از آن تأثیر میپذیرند. اگرچه این یک فرضیه معتبر ثابت نیست، بسیاری از گیاهان به این امر گرایش دارند که با مهارت، عناصر معیّنی را به سهولت از محیط اطرافشان جذب کنند. برای مثال، آهن یک عنصر محدود کننده در بسیاری از اراضی کشاورزی است اما به طور متوسط در 3% از خاکها، بیش از نیاز گیاهان در دسترس است. بعضی از گیاهان به طور فعال، پروتونهای را دفع کرده و باعث کاهش pH خاک و در نتیجه افزایش قابلیت انحلال آهن در محیط اطراف خود میشوند. در مجموع، دیگر گیاهان فیتوسیدروفورها را دفع کرده تا کلات خاک، آهنِ اندوخته شده را بیشتر در دسترس گیاه قرار دهد.خط سیر ظهور علامت در نگاه اوّل، به نظر میرسد که تمایز میان کمبود عناصر غذایی برای 13 عنصر معدنی ضروری، نسبتاً ساده باشد. امّا چنین فرضی نادرست است. در واقع، علایم کمبود کاملاً پیچیده هستند زیرا هر عنصر کارکردهای بیولوژیکی متفاوتی دارد و هر کارکرد ممکن است مجموعه مجزایی از اثرات متقابل با یک محدوده وسیع از پارامترهای محیطی داشته باشد. در مجموع، تعریف این علایم برای شرایط کمبود بحرانی یا مزمن، متفاوت است.کمبود بحرانی هنگامی اتفاق میافتد که یک عنصر برای مدّت کوتاهی در مرحله رشد گیاه، از دسترس خارج میشود. کمبود مزمن هنگامی اتفاق میافتد که یک عنصر به طور مداوم محدود شود در حالی که گیاه برای رشد خود به آن نیازمند باشد.بیشتر علایم کمبود کلاسیک شرح داده شده در کتب درسی، نشان دهنده کمبودهای بحرانی هستند. بیشتر علایم عمومی در کمبودهای مزمن شبیه به هم بوده، شامل برگهای سبز تیره و رشد کم و یا آهسته میباشد. بیشتر توضیحات تیپیک منتشر شده درباره علایم کمبود، در نتیجه آزمایشات هدایت شده در گلخانهها یا اتاقکهای رشد بوده، که در این صورت، گیاه در شرایط هایدروپونیک ( آبکشت ) یا مدیا که در آنها عناصر به طور کامل در دسترس قرار دارند، رشد داده شده است.در این شرایط، عناصر به آسانی در دسترس هستند. امّا هنگامی که عنصر تقلیل مییابد، گیاه به طور ناگهانی با کمبود بحرانی مواجه میشود. بنابراین مطالعات آبکشت، به توسعه کمبودهای بحرانی توجه دارند.در طرحهای آزمایشی مطالعه علایم کمبود عناصر ریز مغذّی، معمولاً این عناصر از محلول غذایی حذف میشوند. عناصر ریز مغذّی اغلب در دانه یا به صورت آلاینده در محیط حضور دارند پس یک گیاه پس از اینکه این مقادیر عناصر ریز مغذّی را به مصرف رساند، آن وقت علایم کمبود بحرانی را نشان میدهد.وقتی که علایم کمبود عناصر پر مصرف جستجو میشود، میتوان روی سرعت رشد و اندازه گیاه متمرکز شد. گیاه را به طور متناوب در مراحلی از رشد میتوان تحت کاربرد عنصری قرار داد که محدود کننده رشد است. چون عناصر پر مصرف به طور مداوم به مقدار زیادی برای رشد گیاه مورد نیاز است، عناصر در دسترس به سرعت تقلیل یافته و در نتیجه باعث کمبود بحرانی میگردد.در سیستمهای طبیعی، گیاهان با تنشهایی با انواع و درجات مختلف رو به رو شده و علایم متفاوتی بروز میدهند. شاید بیشتر کمبود عناصر عمومی در محیطهای طبیعی، به خاطر کم شدن عنصری که نقش محدود کننده پیدا کرده، در اثر عوامل فرسایش باشد. در چنین وضعیتی، عنصر محدود کننده باعث ایجاد علایم کمبود مزمن عنصر میشود.اثر انتقال روی ظهور علامت اثر متقابل بین انتقال عنصر در گیاه و سرعت رشد گیاه، میتواند یک فاکتور مهم که نوع و محل علایم کمبود و توسعه آنها را تحت تأثیر قرار میدهد به شمار رود. برای بسیاری از عناصر متحرک مانند نیتروژن و پتاسیم، علایم کمبود به طور واضح در برگهای پیر و بالغ ظهور مییابند. زیرا در مواقع کمبود عنصر، این عناصر از برگهای پیر و بالغ به سمت برگهای جوان نزدیک مناطق رشد گیاه حرکت میکنند.در واقع، عناصر متحرکی که به تازگی توسط ریشهها جذب میشوند، به سمت برگهای تازه و مناطق رشد حرکت میکنند. بنابراین برگهای پیر و بالغ در طول زمان تنش، از عناصر متحرک خالی شده، در حالی که برگهای تازه، از مقادیر مطلوب بیشتری از عنصر برخوردار هستند.تمرکز واضح علایم کمبود عناصر کم حرکت مانند کلسیم، بُر و آهن، بر خلاف عناصر متحرک میباشد؛ در اینجا علایم کمبود ابتدا در مناطق رشد و برگهای جوان ظاهر میشوند در حالی که در برگهای پیر، مقادیر مطلوب عنصر باقی میماند. (فرضیهای وجود دارد مبنی بر اینکه این گیاهان غلظت کافی عنصر شروع به رشد کرده اما برای توسعه یافتن، به مازاد عنصر نیاز دارند). در گیاهانی که خیلی آهسته در طول چند فصل رشد میکنند عواملی به غیر از تغذیه (مانند نور کم) اگر به طور طبیعی محدود کننده نباشند حتی در صورت کمبود عناصری تحت این شرایط، گیاه به آرامی به رشد خود ادامه داده حتی بدون اینکه علایم کمبودی ظاهر شوند. این نوع ظهور مشابه آنچه در عناصر کم حرکت اتفاق میافتد میباشد، زیرا اضافه عناصر در برگهای پیر، سرانجام برای تأمین توسعه بافتهای جدیدتر به سوی آنها منتقل میشود. در مقایسه، گیاهی با رشد سریع، از کمبودهای شدید در بافتهای فعال رشدی از قبیل لبههای برگ و منطقه رشد گیاه، بیشتر آسیب میبیند. یک مثال کلاسیک از این مورد، کمبود کلسیم در سبزیجاتی مانند کاهو است که ظهور علایم روی حاشیه برگ (سوختگی نوک برگ) و منطقه رشد نزدیک مریستمها میباشد. حداکثر رشد کاهو اغلب به وسیله سرعت جا به جایی درونی کلسیم به بافتهای در حال رشد، محدود میشود تا در نتیجه محدودیت ذخیره عناصر در خاک.هنگامی که عناصر متوسط حرکت مانند گوگرد و منیزیم، عناصر محدود کننده سیستم هستند، علایم کمبود به طور طبیعی در سرتاسر گیاه مشاهده میشوند. هر چند سرعت رشد و میزان در دسترس بودن عنصر میتواند اختلاف قابل توجهی روی محل بروز علایم ایجاد نماید. اگر کاربرد عنصر به صورت فرعی با میزان رشد مقایسه شود، علایم در بافتهای پیرتر مشاهده میشوند اما اگر کاربرد خیلی کم عنصری با میزان رشد مقایسه گردد، یا عنصر کاملاً تخلیه گردد، ابتدا بافتهای جوانتر ناکارا میشوند.رقابت گیاه و تحریک کمبودها هنگامی که علایم مشاهده شده مستقیماً در نتیجه کمبود عنصر هستند، همه چیز را به طور صریح به ما میگویند. اگر چه علایم اغلب نتیجه اثرات متقابل با دیگر فاکتورهای محدود کننده محیطی که قابلیت در دسترس بودن عنصر را تحت تأثیر قرار میدهند، میباشند. نمونه کلاسیک آن، کمبود آهن است که به دلیل افزایش فلزات سنگین در محیط ایجاد میشود. انتقال فلزاتی از قبیل Cu ، Zn ، Cr و Ni ، با Fe و دیگر عناصر جذبی گیاه رقابت میکنند.رقابت برای جذب، مخصوص Fe و فلزات سنگین نیست بلکه این امر برای همه ناصر معدنی که از نظر شیمیایی و مکانیزم جذب مشابه میباشند، حقیقت دارد. برای مثال، اگر قابلیت در دسترس بودن Ca یا Zn نسبتاً کمتر از آهن است، تمرکز بیش از حدّ برخی دیگر از فلزات مانند Ni یا Cr باعث کمبود بیشتر یکی از این عناصر نسبت به Fe میشود. درباره عناصر پر مصرف، مقادیر بیش از اندازه Mg ، با K برای جذب رقابت کرده و احتمالاً میتواند باعث کمبود K شود.عقیمی خاکهای سرپنتاین به دلیل چنین رقابتی است. این خاکها با دارا بودن Mg زیاد، باعث کمبود Ca میگردند. سمّیت خاکی با pH پایین، مثال دیگری از کمبود عناصر پایهای است. pHپایین، تأثیر روی عناصر خاک دارد: کمک به شستشوی کاتیونها، آنها را از دسترس گیاه خارج کرده و مقادیر نسبتاً زیاد پروتونها در خاک با Ca و دیگر کاتیونها در جذب رقابت میکنند. بنابراین کمبود عناصر میتواند به دلیل تعداد زیادی از مکانیزمها که قابلیت استفاده عنصر را محدود میکنند، به وقوع بپیوندد.تقاضای عنصر و کارایی استفادهاگرچه همه گونههای مشابه گیاهان، پاسخهای مشابهی به تنش غذایی میدهند، گیاهان گونههای مشابه اغلب اختلاف قابل توجهی در کارایی استفاده از عنصر، از خود نشان میدهند. این نتایج، از اختلاف در سرعت رشد، توزیع ریشه، مرحله رشد و کارایی جذب و مصرف عنصر حاصل میشوند. این امر اشاره ضمنی دارد به اینکه گاهی در وضعیتی، گیاهانی از یک گونه دچار کمبود مواد غذایی میشوند در حالی که گیاهانی از گونههای دیگر در همان شرایط یا شرایط نزدیک به آنها، ممکن است هیچ گونه علایم کمبودی نشان ندهند.همچنین سرعت رشد از وضعیت عنصر تأثیر میپذیرد. هنگامی که ذخیره عنصر برای رشد گیاه در شرایط محیطی موجود ناکافی باشد، بسیاری از گیاهان سرعت رشدشان را با میزان ذخیره قابل استفاده عنصر بدون بروز علایم واضح کمبود، تنظیم میکنند.سیستمهای کشاورزی که در آنها گیاهانی با رشد سریع تحت شرایط کم تنش انتخاب میشوند، با سیستمهای طبیعی اختلاف دارند. این سرعت رشد زیاد یعنی اینکه گیاه تقاضای زیادی برای عناصر دارد که در صورت برطرف نشدن، بروز زیاد علایم کمبود را در پی خواهد داشت، مگر اینکه کودهای تکمیلی به کار برده شوند. این وضعیت غیر عادی نیست که ما گیاهانی زراعی بیابیم که علایم شدیدی از تنش غذایی را نشان میدهند، در حالی که گیاهان محلی در همان شرایط، بدون علایم یا با کمترین علایم کمبود، رشد میکنند.در سیستمهای کشاورزی، علایم کمبود مزمن بیشتر در گیاهان کود داده نشده یا محدود شده از نظر کود دهی رخ میدهد. علایم کمبود غذایی بحرانی، اغلب هنگامی اتفاق میافتد که محصولات جدیدی با تقاضای غذایی بالا معرفی میشوند یا اراضی با حاصلخیزی کم، تحت کشت و کار برای تولید گیاهانی با سرعت رشد نسبتاً زیاد، قرار میگیرند.یکنواختی وضعیت ماده غذاییتمام بافتهای گیاه در طول زمان تنش، در وضعیت تغذیهای یکسانی قرار ندارند. برگهای روی یک گیاه که در معرض شرایط محیطی متفاوتی ( از قبیل نور ) قرار دارند، یا آنهایی که سن متفاوتی دارند، ممکن است اختلافات قابل توجهی در وضعیت غذایی داشته باشند. عناصر معدنی برای بیشتر قسمتهای گیاه، توسط ریشهها به دست آمده و در سرتاسر گیاه جابجا میشوند. فاصله هر قسمت از گیاه تا ریشه، قابلیت در دسترس بودن مواد غذایی بویژه در عناصر کم حرکت را تحت تأثیر قرار خواهد داد. در گیاهان بهبود یافته از کمبود غذایی، ابتدا ریشه و بافتهای هدایت کننده مواد غذایی، ترمیم میشوند. برای مثال، در وضعیت بهبود کمبود Fe ، میتوان مشاهده کرد که رگبرگها دوباره سبز شدهاند در حالی که بافتهای بین رگبرگی، همچنان کلروتیک و دارای نشانههای کمبود Fe هستند. به منظور رشد بهینه و سریع، همه بافتهای گیاه باید یک وضعیت مطلوب غذایی داشته باشند. اگرچه یک گیاه ممکن است از نظر چند عنصر با کمبود رو به رو باشد، فقط یکی از آن عناصر در زمانِ واحد، موجب محدود کردن رشد خواهد شد. هر چند اگر آن عنصر محدود کننده به کار برده شود، باعث افزایش رشد میگردد، این افزایش در رشد یعنی اینکه گیاه عناصر دیگر را طلب خواهد کرد و عنصر بعدی که در سطح پائینی قرار دارد، به عنوان عنصر محدود کننده، در خواهد آمد.ابزارهای تشخیص دیگر با اینکه علایم تشخیص دیداری، یکی از با ارزشترین ابزارها برای ارزیابی سریع وضعیت مواد غذایی در گیاه هستند، آنها تنها یکی از ابزارهای قابل استفاده میباشند. ابزارهای عمده دیگر عبارتند از: مطالعات میکروسکوپیک، تجزیه طیفی و تجزیه بافت و خاک. همگی این روشها دارای دقت، سرعت و توانایی زیادی برای پیشگویی وضعیت آینده مواد غذایی هستند. به خاطر اثر متقابل نزدیک بین رشد گیاه و محیط، همه پیشگوییها درباره آینده وضعیت تغذیهای، باید فرضیاتی در مورد اینکه محیط در طول زمان چگونه تغییر خواهد کرد، داشته باشند.فایده اصلی علایم تشخیص دیداری این است که آنها به سهولت به دست آمده و ارزیابی سریعی از وضعیت مواد غذایی را میسّر میسازند. اشکال عمده آنها این است که علایم دیداری، تا هنگامی که اثرات سوء زیادی روی عملکرد، رشد و نمو بوجود نیاید، ظهور نمیکنند.تجزیه بافت، مختص مواد غذایی است امّا نسبتاً کم؛ بافتها باید نمونه گیری شده، آزمایش و تجزیه شوند و درباره وضعیت غذایی، تخمین زده شود. یک تجزیه از عناصر معدنی مشتمل است بر بافتهای گیاهی انتخاب شده و مقایسه آنها با سطوح مقادیر بحرانی (که برای اغلب گیاهان زراعی در دسترس است) میتواند برای ارزیابی وضعیت مواد غذایی گیاه در زمان نمونه گیری با درجه اطمینان نسبتاً بالایی مورد استفاده قرار گرفته و این وضعیت را تا هنگام برداشت محصول، پیشبینی نماید.تجزیه بافت، شبیه تجزیه بافت است با این تفاوت که اینجا به جای ارزیابی وضعیت تغذیهای گیاه، قدرت پتانسیل خاک در این زمینه سنجیده میشود.تجزیه گیاه، اطلاعاتی در مورد آنچه گیاه نیاز دارد تهیه میکند در حالی که تجزیه خاک، اطلاعاتی در مورد وضعیت ذخیره مواد غذایی در خاک به دست میدهد.تجزیه طیفی از وضعیت تغذیه، هنوز در ابتدای راه است و به زودی در فهرست منابع جهانی مطالعات تخصصی مورد استفاده قرار میگیرد.مطالعات میکروسکوپیک بیشتر در مورد جنبههای فیزیولوژیکی تنش غذایی روی تمام گیاهان یا گیاهان زراعی پایه، اهمیت دارند، تا ارزیابی وضعیت تغذیهای گیاه.شرح علایم یافتن یک برگ یا حتی یک گیاه که تمام علایم مشخصه یک نوع کمبود را در خود داشته باشد، امری غیر معمول است. دانستن اینکه تک تک علایم چگونه به نظر میرسند، بسیار خوشایند است امّا این امکان وجود ندارد چرا که علایم به صورت ترکیبی با همدیگر در گیاه اتفاق میافتند.بسیاری از عبارات اشاره شده در ذیل در تشریح علایم کمبود، معقولانه و بدیهی به نظر میرسند؛ هر چند تعدادی از آنها به معنی واقعی کمبود مواد غذایی در مزرعه به شمار میروند. برای مثال، اصطلاح کلروتیک که یک اصطلاح عمومی برای زرد شدن برگها به خاطر از دست دادن کلروفیل است، نمیتواند بدون توصیفات اضافی به کار رود، زیرا اگر کلروز سرتاسری باشد، نشانه کمبود نیتروژن، کلروز بین وریدی به خاطر کمبود آهن یا کلروز حاشیهای به دلیل کمبود کلسیم میباشد. اصطلاح دیگری که بارها در تشریح علایم کمبود مواد غذایی به کار میرود، نکروتیک است که اصطلاحی عمومی برای بافتهای قهوهای شده و مرده است. این علامت همچنین میتواند با فرمهای متنوعی ظهور کرده و به عنوان وضعیتی در علایم نکروتیک به شمار رود.علایم کمبود مواد غذایی برای بسیاری از گیاهان، مشابه است، اما به دلیل تنوع یافتن زیاد گیاهان و محیط اطرافشان، ناچار به بیان محدودهای جهت علایم هستیم. به خاطر داشتن رگبرگهای موازی، علفها و دیگر تک لپهایها، کلروز را به صورت سری خطهای نواری نشان میدهند در صورتی که کلروز در دولپهایها، مشبک و بین رگبرگها به وقوع میپیوندد.اختلاف مهم دیگر اینکه نکروز یا کلروز حاشیهای که در دولپهایها یافت میشود، در تک لپهایها، اغلب با عنوان سوختگی لبه برگ از آن نام برده میشود. ماکرو المنتها: (عناصر پرمصرف)عناصری که بیشتر مورد نیاز گیاهان میباشند و عبارتند از: کربن C، هیدروژن H، اکسیژن O، نیتروژن N، فسفر P، پتاسیم K، کلسیم Ca، منیزیم Mn، گوگردS. میکروالمنتها: (عناصر کممصرف)عناصری که به مقدار بسیار کم نیاز هستند و اگر از مقدار متداول بیشتر شوند حتی اثرات نامطلوب هم خواهندداشت و عبارتند از: آهن Fe، منگنز Mg، روی Zn، بر B، مس Cu، مولیبدن Moو کلرCl. نیتروژن یکی از عناصر اصلی مورد نیاز گیاهان است که با وجودی که در هوا به مقدار زیادی وجود دارد. ولی گیاهان از نوع معدنی نیتروژن استفاده میکنند. بدون نیتروژن رشد گیاه به مقدار بسیار زیادی کاهش مییابد. از علائم کمبود نیتروژن کاهش رشد، زردی و کوچک شدن برگها و ضعف در برگهای پیر است چرا که نیتروژن از برگهای پیر به برگهای جوان منتقل میشود. کمبود شدید نیتروژن باعث ریزش پیش از موقع برگها میشود.بیش از اندازه بودن نیتروژن هم به آبدار، ترد و شکنندهشدن ساقهها و تیره رنگ شدن برگها منجر میشود.کودهای ازته به دو صورت دامی (کودهای دامی، برگ پوسیده و اندامهای پوسیده حیوانات) و معدنی (نیترات آمونیوم، فسفات آمونیوم، اوره و…) وجود دارند. با توجه به اینکه روی کودهای دامی باید فرآیندهای زمانبری صورت بگیرد تا نیتروژن مورد نیاز گیاه آزاد شود کودهای دامی به سرعت نمیتوانند در موارد ضروری جوابگو باشند. بهترین فصل برای استفاده از کود دامی برای باغچهها و… انتهای فصل پاییز است که در مدت زمستان کودها تجزیه شده و عناصرشان آزاد شود. فسفر در فرایند فوتوسنتز بسیار مهم است. کمبود فسفر باعث توقف رشد گیاه میشود و به علت انتقال فسفر از برگهای پیر به برگهای جوان منجر به ریزش برگهای پیر میشود. گهگاه کمبود فسفر باعث تجمع مواد قندی در برگ و ساقه شده و برگها و ساقهها به رنگ قرمز درمیایند.در خاک فسفر به صورت معدنی و آلی یافت میشود. PH خاک برای جذب فسفر مهم است و میبایست بین ۶-۷ باشد. فسفات آمونیوم از کودهای فسفره است و اگرچه در پودر استخوان فسفر زیادی وجود دارد ولی این فسفر زیاد برای گیاهان قابل جذب نیست. پتاسیم در اغلب خاکها به اندازه کافی یافت میشود. پتاسیم در فتوسنتز و تهیه قند نقش دارد. این عنصر نیز در گیاهان قابل انتقال است بنابراین علائم کمبود آن به صورت سوختگی کنار برگها ابتدا در برگهای پیر ظاهر میشود.سولفات پتاسیم و نیترات پتاسیم از کودهای پتاسه هستند. کلسیم به صورت پکتات کلسیم در دیوارههای سلولی گیاهان استفاده میشود. کلسیم در گیاهان قابل انتقال نیست و بنابراین پیوسته باید در دسترس گیاه باشد. کمبود کلسیم باعث کمبود رشد و همچنین لوله شدن برگها و قهوهای شدن ریشه میگردد. پوسیده شدن غنچهها، آسیبهای پوستی در درختان از دیگر علائم کمبود کلسیم است.اضافه کردن مقدار کم و محتاطانه آهک به خاک برای رفع کمبود کلسیم، محلول پاشی نیترات کلسیم و استفاده از کودهای حاوی کلسیم مانند سوپر فسفات موثرند. گوگرد در تهیه پروتئین و اسید آمینه برای گیاهان مورد نیاز است. بو و مزه برخی محصولات باغبانی مانند سیر، پیاز و خردل مربوطه به گوگرد است.علائم کمبود گوگرد بیشتر در برگهای جوان دیده میشود، علائم به صورت کاهش رشد، زردی و کوچک شدن برگهای جوان است. گوگرد به صورت معدنی و آلی در خاک یافت میشود. گوگرد آلی از تجزیه مواد پروتئینی به دست میآید و گوگرد معدنی را میتوان به صورت کود سوپر فسفات، سولفات آمونیوم و گل گوگرد یا سولفات کلسیم به خاک اضافه کرد. منیزیم در تولید کلروفیل مهم است. و در بذور گیاهان به مقدار زیادی ذخیره میشود. علائم کمبود منیزیم زرد شدن مابین رگبرگهاست. ابتدا در برگهای پیر مشاهده شده و اگر کمبود شدید باشد برگهای شروع به ریزش میکنند. منیزیم در خاک به نسبت سریع شسته شده و از دسترس گیاه خارج میشود. برای رفع کمبود منیزیم از کربنات منیزیم و سولفات منیزیم استفاده میشود. آهن در تولید کلروفیل، تنفس و فتوسنتز کاربرد دارد. کمبود آهن کاملا مشهود است و برگهای جوان زرد میشوند ولی رگبرگها سبز باقی میمانند و در کمبود شدید رشد متوقف میشود. جذب آهن به ph خاک و ترکیبات آن بستگی دارد و به صورت کلات آهن به خاک اضافه میشود. بر کمبود بر باعث توقف رشد و خشکیدگی سرشاخهها و ریشهها میشود. برگها کلفت و شکننده شده گلدهی به میزان قابل توجهی کاهش یافته تبدیل گل به میوه کم میشود.میزان بر در خاکها بسیار کم است و در خاکهای شنی زود شسته میشود. بوراکس به عنوان منبع بر استفاده میشود. روی کمبود روی باعث کوچک ماندن برگهای گیاه و کوتاه شدن فاصله بین گرههای ساقهها میشود. Ph خاک در جذب روی موثر است. در خاکهای قلیایی و حاوی فسفر زیاد، روی غیرقابل استفاده میشود. در خاک زود شسته میشود. برای رفع کمبود از سولفات روی استفاده میشود. منگنز به میزان بسیار کمی مورد نیاز گیاه است و در صورت زیاد شدن آن اثر مسمومکننده خواهدداشت. وجود منگنز برای اغلب اعمال گیاهی نیاز است. علائم کمبود منگنز در گیاه مخنتلف متفاوت است. در برگهای جوان، سوختگی کنار برگها، لکههای سوخته میانه برگها همراه با کاهش رشد و کاهش گلدهی از نشانههای کمبود منگنز است. برای رفع کمبود از سولفات منگنز استفاده میشود. مس نیز به مقدار بسیار کم در سوخت و ساز گیاهان استفاده میشود. کمبود مس موجب کوچک ماندن برگها و سوختگی برگهای شاخههای جوان میشود. برای رفع کمبود از سولفات مس استفاده میکنند. مراحل جذب عناصر غذایی در ph های مختلف نمودار محدودهpHمناسب برای جذب بهتر عناصر غذایی در گیاهان
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۱۲/۱۵ ساعت توسط Jalal Rajabzadeh
|
خدایا: پاکم کن ، تا خاکم کنند.