گل مريم POLIANTHES
گل مریم
![]()
طبقهبندي و خصوصيات گياهشناسي و توزيع:
پولييانتيس متعلق به زير رده تک لپهايهاست، باکر آنرا در خانواده آماريلداسه وزير راستة آگاوه قرار داد و هاکينسون اين جنس را در خانواده آکاواسه قرار داد. بررسيهاي سيتولوژيکي اين طبقهبندي را تأکيد کرده است. در حال حاضر هر دو طبقهبندي در منابع موجود است.
گل مريم از مکزيک منشاء گرفته و از آنجا به اروپا رسيده. اما چگونگي و زمان رسيدن آن به اطراف هند، سريلانکا و جاهاي ديگر در مشرق زمين، هنوز ناشناخته است. رز 12 گونه وحشي در مکزيک را که 9 تاي آنها گل سفيد دارند توصيف کرد.
نام پولييانتيس از پوليس به معني سفيد و آنتوسي به معني گل مشتق شده است بيشترين تحقيقات به عمل آمده در اين جنس روي پولييانتيس تيوبروسا انجام شده و اين تنها گونهاي است که با طور متداول در حال کشت و توليد است. اين گلها سفيد و معطر هستند و طول سنبله آنها ممکن است به 90 سانتيمتر برسد.
در هر سنبله ميتوان تا 30 گل وجود داشته باشد و طول گل آذين آن از 14 تا 38 سانتيمتر متفاوت است که به اندازة ريزوم غدهاي مورد استفاده بستگي دارد. گلها جفت جفت هستند و با سمت پايين خم شدهاند. پوشش گل لولهاي و در بخش بالا باز شده است (قطر دهانة فوقاني تا 5 سانتيمتر ميرسد) داراي 6 پرچم روي پوشش گل بوده و ساکها از بخش مياني با هم پيوستهاند تخمدان حفرهاي و داراي تعداد زيادي تخمک است. پوشش گل در حلقههاي 3 تايي است. برگهايي که در قاعده گل هستند. داراي پهناي مختلف 2-1 سانتيمتري باشند و طول برگها ممکن است تا 60 سانتيمتر برسد برگها به صورت غلاف مانند، گلرا در برگرفتهاند.
تيوبروز به طوري که به وسيلة رز توصيف شده، يک ريزوم غدهاي است. در حالي که باکر آن را يک ريشه ذخيرهاي ناميد که از پيازهاي جديد جانبي به طور سالانه توسعه مييابند اما در عمل براي مريمها از اصلاح پياز استفاده ميشود.
- توليد جهاني :
تنها اطلاعات موجود مربوط به سطح توليد در فلسطين اشغالي است در سالهاي 88-1987، آنها 5 هکتار سطح زير کشت داشتند. در فرانسه و ايتاليا کوليتواريرل متداول است که به عنوان گل شاخهاي و صادراتي از آن استفاده ميشود، در هند کوليتوارهاي سينگل، دابل، و سيدابل توليد ميشوند.
- سيستمهاي تکثير:
از نظر تجاري، 3 سيستم تکثيري وجود دارد. سيستمهاي توليد طبيعي شامل استفاده از پاجوش و بذر است پاجوشها همان پيازچههاي مربوط به پياز اصلي هستند و تعداد آنها به محيط کشت پياز بستگي دارد در شرايط نيمه گرمسيري از هر گياه 15 تا 20 پياز و پيازچه توليد ميشود، با اين حال عملکرد پيازچهها تحت تأثير زمان کاشت، فاصلة گياه، عمق کاشت. مواد تنظيمکننده رشد و ميزان فراهم بودن آب مناسب قرار ميگیرد.

پليآنتيس به وسيله بذر نيز ميتواند تکثير شود گرچه فروم سينگل از پليآنتيس توبرسا، بارورتر است، فرم دابل آن عقيم ميباشد.
در سالهاي اخير يک سيستم آزمايشگاهي براي تکثير توسعه يافته است براي تکثير از تقسيم پياز نيز استفاده ميشود و اين کار داراي شکلهايي مختلف از پيازهاي نصف شده تا پيازهايي که به 9 تا 12 قطعه تقسيم شدهاند ميباشد. در روش اخير ميتوان تعداد گياهان توليد شده از يک پياز را به 800 عدد رساند. درجه حرارت رشد 23 تا 27 درجه سانتيگراد است و از نور فلورسنت حدوداً 3500 لوکس، به طور مداوم ميتوان استفاده کرد. از قطعات ساقه و فلس نيز استفاده ميشود. اما به ندرت توليد گياهچه ميکنند يک درجه حرارت رشد 20 تا 24 درجه ساتيگراد شدت روشنايي معادل 2000 لوکس نياز دارد مواد اصلي رشد، محلولهاي غذايي موراشيگ و اسکوک 1962 با اضافه تنظيمکنندههاي رشد، ويتامين و غيره ميباشند.
- اصلاح نباتات، اهداف و مشکلات:
اهداف اصلاحي براي هيبريراسيون گلهاي مريم غدّهاي توليد هيبريدهاي باغي، توسعه بيشتر رنگها، عطر و سهولت کشت است در حال حاضر فقط «سينگل» و «پيرل» درسطح وسيع کشت ميشوند. تقريباً همه گونههاي پليآنتيس به استثناي نوع دابلهاي منشاء گرفته از پليآنتيس توبرسا بارور هستند داخل کولتيوارهاي سينگل و دابل نيز خود ناسازگاري اتفاق ميافتد. از نوع سينگل اغلب با عنوان والد توليد کننده گرده استفاده ميشود زيرا تلاقي برگشتن نتيجه بخش نبود تعدادي از نشاهاي توليد شدهاي که مشاهده شده و احتمال اصلاح آن داده ميشود نيز داراي گلهاي کوچکتر از والدينشان بودند.
جوشي و نپتولا تعداد کروموزمها را در 5 جفت بزرگ و 25 جفت کوچک، 30=n گروهبندي کردند. سچيوا و لانتري از 3 گونه سينگل بارور با 30=n کروموزم استفاده کردند. کرومزومها را در 4 گروه قرار دادند يعني 5 جفت بزرگ، 4 جفت متوسط، 7 جفت متوسط کوچک و 14 جفت کوچک. آنها حدس زدند که فرمهاي دابل از فرم سينگل به وسيلة کاهش 5 جفت از کوچکترين کروموزومها مشتق شدهاند. و احتمال داده ميشود از تقسيم سلولي غيرطبيعي ميتوز يا تقسيم ميوز که به طور اتفاقي واقع شدهاند به وجود آمده باشند.
از موتاسيون در بهبود گونههاي تيو بروز استفاده شده است. موتاسيون در برگها اتفاق ميافتد. آنها تغييراتي را در اندازة گل ايجاد کردند و بعضي از آنها باعث افزايش تعداد گل در سنبله شدند.
(2) رشد و نمو و گلدهي:
- مراحلرشد و نمو جنس:
پيازچههاي گل مريم براي افزايش پيازهاي بارور وتجاري نياز به چرخة رشد 2 تا 3 ساله دارند پيازهايي که محيط کمتر از 4 سانتيمتر دارند، اولين فصل ميتوانند 5/6 تا 7 سانتيمتر رشد داشته باشند و در دومين سال اين پيازها ميتوانند بيش از 11 سانتيمتر رشد کنند به طوري که در ذيل اشاره شده، حداقل اندازه براي گلدهي، 5/6 تا 7 سانتيمتر است، بنابراين همة پيازها در سال سوم به حدي رسيدهاند که گلدهي داشته باشند.
- اثر عوامل داخلي بر تشکيل جوانة گل:
حداقل اندازة محيط پياز براي گلدهي 5/6 تا 7 سانتيمتر است پيازها با محيط 3 تا 6 سانتيمتر داراي يک بخش انتهايي با قطر تقريبي 150 ميکرومتر و ارتفاع 100-80 ميکرومتر ميباشند بخش انتهايي با وسيلة 3 تا 4 لايه غلاف برگي حفاظت ميشود. در مرحلة انتقال، يعني تغيير جوانة رويشي با جوانة زايشي، اندازة بخش انتهايي به 400-300 ميکرومتر قطر ميرسد در مرحله زايشي بخش انتهايي در قاعده حداقل 600 تا 800 ميکرومتر قطر داشته و ارتفاع بخش انتهايي به 350 تا 400 ميکرومتر ميرسد.اين مرحله تا کامل شدن گل 20 تا 25 روز طول ميکشد و به طور معمول 90 روز بعد از کاشت در بهار، گلدهي آغاز ميشود. براي توليد گل و سنبلههاي تجاري قابل عرضه به بازار اندازة بخش انتهايي مهم است براي شروع مرحلة بعدي گلدهي، بايد از اندازه و بزرگي بخش انتهايي اطمينان داشت.
درجه حرارت، مراحل مختلف توسعه سنبله گل را تحت تأثير قرار مي دهد. کاسوگي و کيمو را 14 مرحله از توسعه جوانه گل را توصيف کردند. مرحله اول تمايز است، مراحل دوم و سوم شامل مراحل تمايز سنبله ميشود و مراحل 4 تا 14 تشکيل گلپوش و اجزاي گل شامل پرچمها، مادگي، تشکيل گرده) هستند. زماني که جوانة گل ظاهر ميشود محيط پياز داراي اندازه خاصي است. و بيشترين لايههاي غشايي را دارد و بخشانتهايي بزرگتر از 600 ميکرومتر است. رشد و تمايز بخش انتهايي احتمالاً به فراهم بودن کربوهيدراتهاي محلول در فلسها بستگي دارد. به اين تتيب است که کيفيت گل و عملکرد آن تحت تأثير دسترسي به مواد احيا شدن و مناسب بودن مقدار کل قند قرار ميگيرد.
اثر عوامل خارجي:
1) حرارت:
درجه حرارت انبار، بر تعداد پيازهاي برداشت شده و کيفيت گل سنبله اثر دارد، گرچه خيلي از منابع اين موضوع را تأييد نميکند درجه حرارت انبار براي نگهداري پيازها به وسيلة پست 5/4 درجه سانتيگراد و با وسيلة راگول و گريسون 12 تا 18 درجه سانتيگراد گزارش شده است. در هند پيازها 8 هفته در هواي آزاد نگهداري ميشوند و يا 6 هفته در دماي 30 درجه سانتيگراد نگهداري ميشوند. در اين وضعيت توليد پياز در اندازة تجاري و گلدهنده تحريک ميشود. نگهداري پيازها در 30 درجه سانتيگراد و با مدت بيشتر عملکرد سنبله گل را افزايش داد اما کيفيت سنبله و تعداد پياز کاهش مييابد نگهداري در 10 درجه سانتيگراد براي 30 روز عملکرد گلها را بهبود داد، اما نگهداري بيشتر آن باعث کاهش عملکرد پياز گرديد.
براي بيشترين رشد ريشه، درجه حرارت خاک بايد بالاي 20 درجه سانتيگراد و براي حداکثر توليد پياز، درجه حرارت هوا بايد بين 20 تا 30 درجه سانتيگراد باشد. مدت زمان کمي بعد از گلدهي بايد رشد پيازها محدود شود. از طرف ديگر پيازهاي جانبي جديد در مرحلهاي هستند که ميخواهند گلدهي را آغاز کنند. اگر محور اصلي توليد، روي توليد گل متمرکز شود، شرايط محيطي بايد گرم و مرطوب باشد، يعني شرايط آب و هوايي معيني در بين دو حد بحراني گرم و بحراني سرد براي گياه است. توليد گل و پياز، در نهايت با درجه حرارت شب سرد و يخبندان متوقف شده و در اين وضعيت تمام بخشهاي هوايي ميميرند. در ژاپن درجه حرارت متوسط براي تشکيل سنبله 4/13 درجه سانتيگراد و براي تشکيل گل 3/19 درجه سانتيگراد است اين درجات حرارت با چرخة توليد گل در ايتاليا نيز منطبق است.

2) نور و فتوپريوديسم:
براي توليد پياز، مريم غدهاي بايد در آفتاب کامل و يا در مناطق کمسايه با درجه حرارتهاي بين 20 تا 30 درجه سانتيگراد کاشته شود. البته مريم غدّهاي به فتوپريود غيرحساس است، اما هنگامي که در معرض روزهاي بلندي در حدود 16 ساعت قرار دارد، رشد رويشي گياه تحريک و اولين گل سنبله حدوداً 10 روز زودتر ظاهر ميشود.
- مشکلات اصلي تحقيق:
گل مريم غدهاي بيش از 400 سال است که کشت ميشود و مناطق توليد آن در سراسر جهان پراکنده است، اما به طور معمول در مناطق نيم گرمسيري و گرمسيري استقرار دارد. بيشترين تحقيقات، در محيط طبيعي و ازاده بوده است، عناوين تحقيقات جديد شامل موارد زير است:
1) تشريح عمليات توليد
2) اثر اندازه پياز، عمق کاشت، تراکم کاشت و زمان کاشت برگلدهي
3) حاصلخيزي و کوددهي
4) آبياري
5) رشد پيازها
6) به کارگيري تنظيم کنندههاي رشد
7) درجه حرارت مرحلة ذخيرة پيازها
تحقيقات پايهاي وجود ندارد. گروهي از محققان تحقيقاتي را روي اثر اسيد جيبرليک و اسيد ابسيسيک بر پياز شروع کردهاند. اما هيچ بهرهبرداري و تداومي به آن داده نشد. اين نوع تحقيقات ميتواند براي توسعة شاخصهاي بيوشيميايي استفاده شود که اين شاخصها نيز براي تشخيص مراحل مختلف رشد و نمو گل، دوره خواب و ... مورد نيازند. اساس تحقيقات بيوشيميايي حول محور ذخيرة کربوهيدراتها و کاهش يا عدم کاهش قندها متمرکز است.
(3) توليد پياز:
- اهداف و روشها:
توليد جانبي پيازها سودآور است. اين عمل همراه با برداشت گل شاخهاي در طول سال متداول است. توليد پياز در اندازهاي که استعداد گلدهي داشته باشد، 2 تا 3 فصل طول ميکشد.
پيازها تا زماني که شاخ و برگ آنها پر شود در زمين باقي ميمانند. پيازهاي جانبي که به اندازة کافي رشد کردهاند. در فصل بعد ميتوانند گل بدهند و تعداد کمي از پيازها که قابل فروش هستند نيز از زمين برداشت ميشوند.
به طور معمول رشد پيازهاي جانبي با برداشت شاخ و برگ تمام ميشود توليد پياز تحت اثر زمان کاشت و عمق و تراکم کاشت و بويژه در کاشت 2 يا 3 ساله مهم است) و حاصلخيزي خاک است. در مورد اين موضوعات در زير بحث ميشود.
براي توليد پيازهاي جانبي در اندازهاي که بتواند گلدهي داشته باشند. بايد تعداد پيازهاي جانبي در هر پياز مادري کاهش يابد و اين به و سيله تحريک بزرگ شدن پيازهاي جانبي انجام پذير است، از اسيد جيبرليک و کلرومکرآت در اين مورد استفاده شد. اما اين مواد نه تنها رشد پيازهاي جانبي را تحريک کردند، بلکه جوانة مرکزي را نيز توسعه دادند.
- نيازهاي زراعي:
(1) انواع خاک
خاک سبک، شني، و زهکشدار با حاصلخيزي مناسب مورد نياز است. در چنين خاکي پيازها راحت سبز و برداشت ميشوند. علاوه بر اين خاک بايد ظرفيت نگهداري آب را به خوبي داشته باشد. خاکهاي لوميشني يا لومي با PH برابر 5/6 تا 7 نيز ميتوانند استفاده شوند. مشاهده شده است که در خاکهاي سنگيني که قبلاً برنج کاشته شده، گل ميرمي غدهاي رشد خوبي دارد. در غير اين صورت، چنين خاکهايي بايد به وسيله مواد آلي اصلاح شوند. در ايتاليا توليد پياز در خاک شني لومي با PH برابر 1/8 تا 4/8 انجام ميشود.
(2) تغذيه:
گل مريم نياز به مواد غذايي زيادي دارد که به طور معمول بايد به کوددهي به ميزان پايه 100 کيلوگرم ازت در هکتار تکميل شود. در هند از کمپوست برگ و کودهاي دامي استفاده ميشود. کود مرغي به ميزان 500 کيلوگرم در هکتار در ايتاليا استفاده ميشود. مصرف کودهاي معدني NPK با يک سيستم کوددهي به صورت سرک يا متناوب نيز معمول است. در اين روش، بخشي از کود در مرحلة کاشت و بخش ديگر آن 30 تا 60 روز پس از کاشت مصرف ميشود. نسبت ترکيبي NPK بر عملکرد پياز و تعداد برگهاي توليد شده نيز اثر دارد.
کمبود ازت و فسفر، تعداد برگ در گياه را کاهش ميدهد. همچنين افزايش مقدار ازت و فسفر، تشکيل پياز و تعداد پياز را افزايش ميدهد. سودمندي ازت نيز بر عملکرد پيازچهها و با قطر کمتر از 2 سانتيمتر، مشاهده شد، اما چنين تأثيري بر تعداد پيازهايي که استعداد گلدهي دارند مشاهده نشد.
از طرفي سيريتو و زيزو تعداد بيشتري پيازهاي گل دهنده را در حجمهاي پايين ازت و فسفر و سطوح بالاي پتاسيم گزارش کردهاند. تعداد گل پيازهاي جانبي به وسيلة سطوح بالاي فسفر افزايش يافت. زمانيکه کودهاي الي به تنهايي مصرف شدند بيشترين عملکرد غدههاي بزرگتر از 6 سانتيمتر را داشتند که مواد مادري کاشت تجاري نيز از جمله اين غدّهها هستند.
(3) آبياري
طي فصل رشد، بايد رطوبت حفظ شود. اگر خاک خشک باشد، رنگ شاخ و برگ سبز- آبي تيره ميشود و کيفيت گل نيز کاهش مييابد. مقدار آب مورد نياز و دورة آبياري ميتواند بر اساس نوع خاک محاسبه شود. به طور کلي بين 400 تا 7000 متر مکعب در سال براي يک هکتار مورد نياز است و پايينتر از حد اپتيمم را ميتوان بين 300 تا 400 متر مکعب در نظر گرفت و تناوب آبياري، تعيين کننده مقدار عملکرد است. آبياري بايد هماهنگ با سرعت و مقدار رشد گياه، خاک و وضعيت غالب آب و هوايي تنظيم شود.
(4) مقاومت گياه:
مريم غدهاي در بسياري از نواحي نيمه گرمسيري پرورش مييابد. اين گياه يک پياز حساس است و بايد بعد از رفع نظر يخبندان، در بهار کاشته شود و ميتواند تا اولين يخبندان رشد کند. پيازهايي که در زمين باقي ميمانند. بايد روي آنها مالچ داده شود يا به همان ترتيبي که گلايول و کوکب ذخيره ميشوند و نگهداري شوند، پيازهاي پلي يانتيس نبايد عميق کاشته شوند، زيرا سبز شدن آنها چند ماه طول ميکشد.
(5) بيماريها و حشرات:
گلهاي مريم کاملاً مقاوم هستند و به طور معمول مورد حمله قارچها يا باکتريها قرار نميگيرند. همچنين صدمه حشرات و آفات روي آنها غيرعادي است. گرچه بيماريهاي قارچي مثل گونههاي بوترينيس تحت شرايط سرد و مرطوب يک مشکل اساسي است. پوسيدگي ساقه داسکلروتيوم رفسي، نيز يک بيماري قارچي است که اغلب در هند مشاهده ميشود براي کنترل پوسيدگي ساقه از ضد عفوني خاک با PCNB در مرحله گلدهي استفاده ميشود. زنگ در گلهاي مريم غدهاي کمتر ديده ميشود.
براي توليد گل از توسعة گونههاي ارونييا که عامل پوسيدگي جوانة گل است بايد جلوگيري شود.
نماتدهاي آفلند کوئيده و ملويدوبين باعث لعابي شدن ريشهها ميشوند. براي کنترل نماتدها از الديکارب استفاده ميشود. اخيراً بلايت شکوفه به وسيله فوزاريوم اکوستي در هند مشاهده شده است اين بيماري با صدمهاي که از طرف نماتدها با گياه وارد ميشود ارتباط دارد.
در نيوزلند روي برگهاي مريم غدهاي ويروسي از نوع ويروس سيب زميني ديده شده است به عبارت دقيقتر اين ويروسها در نمونههايي از نوع سينگل و پيرن مشاهده و گزارش شده است. از حشرات عمده که به عنوان آفت براي گياه هستند. کرمها و تريپسها ميباشند. شتهها و عنکبوتها نيز از حشراتي هستند که ميتوان آنها را روي اين گياه مشاهده کرد.
(6) کنترل علفهاي هرز:
علفهاي هرز ميتوانند مشکل بسيار جدي باشند. گونههاي مريم نياز به تغذيه و آبياري دارند و اين شرايط براي رشد علفهاي هرز نيز مطلوب است دستورالعملهاي کنترل علفهاي هرز وقتي موثر است که به طور متناوب انجام شود اما اين روش خيلي پرخرج است. در ايلات متحده کنترل رضايتبخش در زمينه کنترل علفهاي هرز به وجود آمده است. يکي از علفکشهايي که بيشتر استفاده ميشود، سيمازين به مقدار 3 کيلوگرم در هکتار، بيشترين عملکرد گل را دارد. اما مصرف اکسي فلورفن به ميزان 5/0 کيلوگرم در هکتار عملکرد گل را تا 25% کاهش ميدهد.
نيازهاي کاشت تا برداشت:
1- نيازهاي قبل از کاشت:
دوره کاشت مريم غدهاي در نيمکرهشمالي، از اسفند تا تيرماه، يعني زماني که منطقه گرم و مرطوب است ميباشد. شرايط آب و هوايي معتدل که نه گرم و نه سرد باشد بويژه براي توليد گل بسيار مناسب است. در نيمکرة جنوبي موقع کاشت آبان ماه است. اگر در فصل قبل از کاشت، برنج کاشته شده باشد، خاک سنگين مزرعه بايد با عمق بيشتر از 35 تا 40 سانتيمتر شخمزده شود و هنگام شخم، دي و بهمن باشد. کاشت در فروردين بابارش اولين بارندگي انجام ميشود. کاشت زودتر، گلدهي زودتر را در پي دارد. در ايتاليا زمان کاشت اصولاًدر خردادماه است، اما تاريخ دقيق آن به نوع کوليتوار بستگي دارد.
قبل از کاشت پيازها و حتي بعد از مصرف کودهاي پايه، خاک بايد ضدعفوني شده باشد. متيل برومايد براي اين منظور ميتواند استفاده شود، اما اين ترکيب در بعضي از کشورها ممنوع شده است. کاشت متداول به صورتي است که 4 تا 5 رديف روي يک نوار کشت قرار ميگيرند. فاصله بين رديفها و بين پيازها از کشوري به کشور ديگر متفاوت است.
عمق کاشت يعني فاصلة سطح خاک تا بالاي پياز بين 3 تا 10 سانتيمتر است. کاشت سطحي، سبز شدن گياه از راست کرده، توليد برگها بيشتر شده و طول ساقه را نيز تحت تأثير قرار ميدهد. بالعکس افزايش عمق کاشت، باعث تأخير در سبزشدن ميشود کاشت عميق همچنين تعداد برگ در گياه را تحت تأثير قرار داده و در نتيجه کاهش عملکرد را در پي دارد.
محققين معاصر، اثر متقابل اندازة پياز در فاصله کاشت، اندازة پياز در عمق کاشت و فاصلة کاشت در عمق کاشت را نشان دادند. يادآوري ميشود که شرايط مناسب اين سه عامل باعث بهبود تعداد گل در گياه ميشود. سيستم کاشت به سطح زير کشت بستگي دارد. کاشت متراکم شکوفايي زودتر را تحريک ميکند اما عملکرد پياز و پيازچه را کاهش ميدهد. اين موضوع، بويژه بعد از سالهاي دوم و سوم بارزتر است.
(2) نيازها در فصل رشد:
در زمان کاشت، خاک بايد مرطوب باشد، کودهاي پايه در زمان کاشت با خاک مخلوط ميشوند. در مراحل بعدي براي تنظيم مقدار NPK کودها را به صورت کودکاري و در کنار رديفها مصرف ميکنند و بيشتر در زمان سبز شدن يا مصرف در آب آبياري به خاک اضافه ميشوند. طبق نتايجي مشخص شده است که اين نوع آبياري نتيجه بخش بوده است. اگر از سيستم آبياري استفاده ميشود بايد روزانه اقدام به آبياري کرد.
براي جلوگيري از هجوم بيماريها و حشرات سمپاشي متناوب هفتهاي نياز است به اين ترتيب ساقه گل دهندة با کيفيت بالا توليد ميشود هم براي توليد پياز و هم براي توليد گل، فقط بخشي از دوره رشد مربوط به زمان کاشت ميشود در حالي که مراحل بعدي نيز بر اساس همان دورة کاشت شکل ميگيرند.
زماني که هدف اصلي توليد پياز است، رشد گياه بايد در اوايل گلدهي به وسيلة چيدن گل و برداشت آن در زمانهاي متناوب کاشت تداوم يابد اگر پيازها همراه با شاخ و برگ در زمين رها گردند و آنها به طور طبيعي پير شوند امکان دارد که پيازچههاي جانبي در اخر فصل گل دهند و در نتيجه اندازه پيازهاي گل دهنده براي سال بعد کاهش يابد.
(3) برداشت و درجهبندي:
پس از برداشت، پيازها و پيازچهها در اندازههاي مختلف جدا و درجه بندي ميشوندف بدين صورت که دو نوع پياز به عنوان پيازهاي مادري براي کاشت و پيازهاي قابل فروش و ارائه به بازار از هم جدا ميشوند اساس درجهبندي پيازها وزن، قطر و يا محيط آنهاست. در اروپا درجهبندي بر اساس محيط پياز است. پيازهايي که براي کشت استفاده ميشوند، کمتر از 8/6 سانتيمتر محيط دارند. پيازهاي تجاري 1/9 سانتيمتر است در هند و نيوزلند طبقهبندي بر اساس قطر است. مواد کاشت پيازهايي با قطر کمتر از 5/1 سانتيمتر و بيشتر از 5/1 سانتيمتر نوع تجاري است. پيازهاي کوچکتر گل کمتري نسبت به پيازهاي بزرگتر توليد ميکنند. اما پيازهاي بزرگتر پاجوشهاي بيشتري ميدهند. که در مرحلة بعد برداشت ميشوند زماني که از پيازهاي مشابه از نظر اندازه استفاده ميشود، عملکرد پياز به نوع کوليتوار بستگي دارد به طور معمول پيازهاي 3-2 سانتيمتري بيشترين عملکرد را از نظر پيازهاي جانبي دارند و بالاترين درصد پيازها در اندازة گل دهنده را نيز توليد ميکنند.
(4) ساير عوامل موثر بر عملکرد:
عملکرد پياز و اندازه آن ميتواند تحت تأثير زمان کاشت قرار گيرد در ايتاليا 85% پيازهايي که از اواخر ارديبهشت تا اوايل خرداد کاشته ميشوند، پيازهاي تجاري توليد ميکنند که اين پيازها حداقل محيطشان 9 سانتيمتر است. اگر مقياس، استانداردهاي هلند باشد، حدود 146% پيازها تجاري هستند (52 پياز نسبت به 36 پياز کاشته شده) اولين کاشت، عملکردش تقريباً پيازهايي با محيط 8 تا 10 سانتيمتر است در حالي که کشتهاي مربوط به ماههاي خرداد و تير بيشتر پيازهاي سايز 10 تا 12 سانتيمتر توليد ميکنند کشتهاي انجام شده در اواخر تير نه تنها باعث کاهش عملکرد در همة سايزها ميشود، بلکه تعداد پيازچههاي جانبي را نيز کاهش ميدهد. براي بدست آوردن نسبت مناسبي از پيازهاي کوچکتر در سايز تجاري و پيازهاي مادري براي کاشت از تنظيم کننده رشد استفاده شده است. تيمار پيازها با کلرومکوآت 1000 تا 2000ppm در زمان قبل از کاشت در تعداد پيازچه بسيار موثر است. از کاربرد امينوزيد، اتفون و اسيد جيبرليک هيچ نتيجه اطمينان بخشي حاصل نشد. در مقابل راماسوماي و همکارانش به وسيلة فروبردن پيازها در اتفون 500 ppm يا محلول اسيد جيبرليک 50ppm، عملکرد پياز را افزايش دادند. محلول پاشي روي گياه با اسيد جيبرليک، اتفون يا کلورمکوآت در هر غلظتي باعث ممانعت از توليد پياز ميشود. نفوذ دادن کلرومکوآت در خاک نيز باعث کاهش عملکرد ميشود.
- ذخيره پس از برداشت و نيازهاي حمل و نقل:
براي توليد پياز، شرايط انبار براي پيازها بايد مطلوب باشد. درجه حرارت هواي محيط داخل انبار حداقل بايد 18 درجه سانتيگراد براي مدت 4 تا 6 هفتهباشد. ذخيره درجات پايينتر از 20 درجه سانتيگراد در بخش توليد گل بحث شده است. براي جلوگيري از شيوع بيماري بوتريتيس پيازها بايد داخل انبار خشک بوده و تهويه خوبي داشته باشد. هيچ مدرک قابل دسترسي براي درجه حرارت مناسب در مرحلة حمل و نقل نيست. پيازهاي برداشت شده در پاييز بايد تا اوايل بهار سال بعد از سرماي شديد محافظت شوند. يک درجه حرارت ثابت 20 درجه سانتيگراد در بخش توليد گل بحث شده است. براي جلوگيري از شيوع بيماري بوتريتيس پيازها بايد داخل انبار خشک بوده و تهويه خوبي داشته باشد. هيچ مدرک قابل دسترسي براي درجه حرارت مناسب در مرحلة حمل و نقل نيست. پيازهاي برداشت شده در پاييز بايد تا اوايل بهار سال بعد از سرماي شديد محافظت شوند. يک درجه حرارت ثابت 20 درجه سانتيگراد اين نياز را مرتفع ميسازد تهوية مناسب طي حمل و نقل مهم است و پس از تحويل مواد، پيازها بايد از اين نظر که علائمي از بيماريها و آفات در آنها وجود نداشته باشد بازديد شوند و سپس آنها بايد در شرايط تهويه و خشک 20 درجه سانتيگراد نگهداري شوند.
(4) کنترل گلدهي:
- جنبههاي عمومي:
گلدهي و توسعة گل پيازها پس از کاشت شروع ميشود. عوامل موثر شروع کننده عبارتند از: مرحلة فيزيولوژيکي گياه مثل اندازة پياز، تعداد برگها و وضعيت حرارتي خاک و هوا تحقيقات به عمل آمده روي تيمارهاي درجه حرارت هم روي پيازهاي خشک و هم روي پيازهاي کاشته شده به کار گرفته شده است.
تيمار پيازها با تنظيمکنندههاي رشد ميتواند باعث تحريک و هم باعث تأخير در شروع و توسعة گل شود. تنظيمکنندههاي رشد همچنين ميتوانند بر ارتفاع گياه، تعداد سنبلههاي گل و تعداد گلها اثر داشته باشند.
زماني که تاريخ کشتهاي بهمن يا اسفند، با کشتهاي بعدي و با تأخير نسبت به آن مقايسه ميشد در ايالت بورجيا اختلاف معنيداري در عملکرد گل و تعداد گل براي سينگل مکزيکي به دست آمد. اين ممکن است ناشي از پايين بودن درجه حرارت خاک و هوا باشد، گرچه طول ساقه و ضخامت آن افزايش يافته و يک دورة برداشت طولانيتر نيز در کاشت زودتر مشاهده شد. در نهايت هيچ تکنيکي براي پيش رس کردن گل مريم غدهاي در دسترس نيست.
- تسريع در گلدهي:
وقتي درجه حرارت خاک حدود 20 درجه سانتيگراد است شکوفايي گل حدوداً 130 روز پس از کاشت پيازها رخ ميدهد. گلها باي در دورهاي از بيش از 6 ماه به طول ميانجامد برداشت شود کيفيت گلها در پاييز به دليل کاهش درجه حرارت و بارندگيهاي مکرر کاهش مييابد تسريع در گلدهي باعث کاهش دورة گلدهي ميشود که چنين وضعيتي براي توليد گلهاي يکنواخت در يک دوره کوتاه مناسب است.
(1) جنبههاي عمومي:
تسريع در گلدهي با استفاده از کوليتوارهاي مناسب و کشت زود پيازها در پناهگاه با استفاده از محيط مناسب از نظر حرارت انبار ميسر است از تنظيمکنندههاي رشد نيز ميتوان براي تحريک و افزايش گلدهي استفاده کرد.
(2) برنامهريزي:
- تيمار درجه حرارت در دورة ذخيره:
درجه حرارتهايي که براي دوره ذخيره پيازها آزمايش شدهاند. بين صفر تا 30 درجه سانتيگراد بوده است ذخيرة خشک به مدت 8 هفته در دماي 30 درجه سانتيگراد، زمان کاشت تا ظهور اولين گل را از 155 روز به 123 روز کاهش ميدهد ذخيره در مدت طولانيتر با درجه حرارت بالا، طول سنبله گل را کاهش ميدهد اما باعث افزايش گل در سنبله ميشود.
- اثر تنظيمکنندههاي رشد:
تنظيمکنندههاي رشد که مورد استفاده هستند عبارتاند از اسيد جيبرليک، اتفون، کلرومکوآت و تيوره. خيس کردن پيازها در يک محلول رقيق اسيد جيبرليک، گلدهي را حدوداً 15 روز جلو مياندازد در صورتي که غلظتهاي بالا اثر معکوس داشته و باعث تأخير در گلدهي ميشوند. اين هورمونها بر ارتفاع گياه و مقدار گل در سنبله نيز اثر مثبت داشت. براي تيماراتفون نتايج معکوس بود. غلظتهاي پايين باعث اثر بيشتري بر پيش رسي گلدهي داشت. تيوره پيش رسي را به ميزان کمي تحريک کرد اين تيمار با اسيد جيبرليک و بر اساس تعداد روز از کاشت تا گلدهي مقايسه گرديد. محلول پاشي يا اسيد جيبرليک پس از سبز شدن، ارتفاع و تعداد گل سنبله را تحريک ميکند، در حالي که اتفون طول و تعداد گل را کاهش ميدهد. يک اثر جنبي محلول پاشي با اسيد جيبرليک، افزايش دورة گلدهي در مزرعه بود.
- کاشت در محيط حفاظت شده:
کاشت حفاظت شده يک تکنيک توليد گل شاخهاي با کيفيت تجاري است که در زمان مناسب محصول ميدهد خصوصيت اين روش توليد، کوتاه بودن دورة پيش رسي محصول و گران بودن آن است. اين تکنيک در نيوزلند متداول است پيازهاي کاشته شده در اين روش داراي 5/2 تا 5/3 سانتيمتر قطر بوده و قبل از کاشت جوانهدار ميشوند. جوانه دار کردن زماني که درجة حرارت خاک کمتر از 20 درجه سانتيگراد است مفيد ميباشد. جوانه کردن پيازها به اين ترتيب است که پيازها در لايههاي مرطوبي از خاک اره براي مدت 10 تا 15 روز در دماي 30 تا 35 درجه سانتيگراد نگهداري ميشود دماي مناسب به وسيلة يک فن ترموستات دارد، درون يک جعبة گرم فراهم ميشود. پيازهاي جوانهدار در يک گلخانة سرد کاشته شده و نگهداري آنها در گلخانه به مدت 3 هفته باعث پيشرفت گلدهي ميشود در ايتاليا براي تسريع گلدهي، کشت در گلخانههاي سرد انجام ميشود گلهاي ميتوانند در پاييز برداشت شوند و تأخير در برداشت، کيفيت گلها را کاهش ميدهد.
کوليتوارهاي مريم غدهاي از نظر زودگلدهي اختلاف دارند اکثر تحقيقات به عمل آمده روي سينگل مکزيکي است.
- بيماريها و آفات:
قارچها بيماري اصلي و مشکلساز براي توليد مريم در دورة رشد در هواي سرد ميباشند کنهها از آفات اصلي اين گياه هستند که در تراکمهاي بالا بيشتر اتفاق ميافتند و باعث قهوهاي شدن جوانة انتهايي ميشوند. بايد توجه داشت که هر يک از بيماريها و حشرات در دروة پيش رسي ممکن است بروز کنند.
درجات حرارت خاک و هوا و زمان کاشت، فصل گلدهي مريم را تعيين ميکنند، کشت زودهنگام همراه با درجه حرارتهاي پايين خاک و هوا، مدت دورة رشد را افزايش ميدهند و گلدهي پياز ديرتر انجام ميشود و گلدهي با تأخير زياد، با قدرت اتفاق ميافتد، به طور معمول در پاييز درجه حرارت هوا پايين است و اين شرايط باعث افت کيفيت گل تحت شرايط رشد در هند ميشود زماني که تيمار درجه حرارت دورة ذخيره بالا و مدت آن کوتاه و کمتر از 4 هفته در 30 درجه سانتيگراد است يا درجة حرارت دورة ذخيره پايين، اما مدت آن طولاني (بيشتر از 6 تا 8 هفته از 4 تا 10 درجه سانتيگراد) باشد فاصلة زماني بين کاشت و باز شدن اولين گل افزايش مييابد.
- آمادهسازي محصول پس از دورة گلخانهاي و بازاريابي
برداشت گل درجه بندي و بستهبندي آن براي صادرات و فروش در مناطق دنيا متفاوت است. بازار عمدة صادرات براي گلها ژاپن است. در نيوزلند، گلها زماني برداشت ميشوند که پايينترين جفت گل تا حدودي باز شدهاد. تنها سنبلههايي که گلهايشان با يک وضعيت افقي قرار گرفتهاند بايد برداشت شوند صبح زود انجام ميشود و اغلب اطلاعات حاکي از آن است که گلها در خنکترين ساعات روز برداشت ميشوند. برداشت در اواخر روز (غروب) باعث کاهش وزن به ميزان 40% نسبت به زماني که گلها در روز بعد فروخته شوند، بود. سنبله ها ؟؟ ساعت قبل از بستهبندي و بلافاصله پس از برداشت در آب تميز و سرد قرار داده ميشوند.
در نيوزلند استاندارد درجهبندي براي بزار ژاپنيها، ساقههاي عاري از بيماري و راست و کشيده با ارتفاع حداقل 70 سانتيمتر و سنبلهاي با حداقل 10 جفت گلچة سفيد خالص است. قابليت حفظ هر گلچه حدود 3 روز است، با اين حال ماکزيمم دورة نگهداري براي شاخههاي صادراتي 10 تا 14 روز است موارد قابل فروش براي بازار محلي در حد امکان بايد گلهاي باز بيشتري داشته باشند. اصولاً استاندارد براي بازارهاي محلي در حد امکان بايد گلهاي باز بيشتري داشته باشد.
اصولاً استاندارد براي بازارهاي صادراتي مشابه است، عمده فروشها بايد محصول را در محيطي با دماي 5 درجه سانتيگراد نگهداري کننده و خرده فروشيها بايد سنبله را در آب 5 درجه سانتيگراد نگه دارند.
گلهاي مريم به وسيله مواد شيميايي رنگ ميشوند اين رنگها شامل، آبي، قرمز، سرخ گلي و زرد است.
(5) بررسيهاي فيزيولوژيکي و بيوشيمياي
در تحقيقات روي گل مريم بيشتر از تنظيمکنندههاي رشد بدون زا استفاده مي شود اولين پژوهشهاي متمرکز شده براي بررسي بيشتر در زمينة ايجاد تغييرات مرفولوژيکي و شکستن دوره خواب است.
- خواب:
بعد از گلدهي پياز وارد دورة خواب ميشود و رشد ظاهري گياه نميتواند اين مرحله را مشخص کند اگر از آبياري اجتناب شود خواب سريعتر واقع ميشود پيازهايي در زمستان داراي دورة خواب هستند که در منطقه شان هوا و خاک سرد مي شود درجه حرارت پايين خاک، جوانهزني را به عقب مياندازد و اين در کاشت زود هنگام اتفاق ميافتد در چنين شرايطي ميتوان نتيجه گرفت که درجه حرارتهاي پايين خاک، مانع هر گونه رشدي شده و پيازها وارد خواب تحميلي شدهاند.
براي شکستن خواب حقيقي، به نگهداري پيازها قبل از کاشت به مدت 4 تا 6 هفته در 20 درجه سانتيگراد نياز است هم محلول 4% تيوره و هم تيمار پيازها با اتيلن کلروهيدرين و هم محلول تتراکلريد کربن 4% روي شکستن خواب پيازهاي بزرگ تا حدي اثر داشت در حالي که روي پيازهاي کوچک زيان آور بود و جوانهزني آنها را تسريع نميکرد.
- مواد شيميايي:
تحقيق روي مواد شيميايي گياهان غدهدار محدود به تغييرات شيميايي است که در طي رشد و گلدهي رخ ميدهد و آن روي موادي است که بر سبز شدن پيازها در اندازههاي مختلف اثر دارد.
پيازهاي بزرگتر آهسته تر سبز مي شوند اما نبت به پيازهاي کوچک زودتر گل ميدهند. همچنين مقدار کربوهيدراتهاي غيره محلول و محلول در هر گرم وزن تازه به تدريج، با اندازه پياز کاهش مييابد بيشترين مقدار کربوهيدارتهاي غيرمحلول، از برگهاي فلسي پيازهاي بزرگ تا متوسط به دست آمد، در حالي که بيشترين مقدار کربوهيدارتهاي غير محلول از طبق پياز حاصل شده و در نوک هر سه اندازةپياز بيشترين کربوهيدراتهاي محلول وجود داشت در حالي که برگهاي فلسي پايينترين مقدار را دارند مطالعه روي فعاليت آميناز نيز انجام شده است. رأس پيازهاي بزرگ، فعاليت کمتري از اين نظر در مقايسه با آنهايي که راس کوچکتري دارند داشتند. ثابت شده که رشد و تمايز راس پيازهاي بزرگتر به کربوهيدراتهاي محلول بستگي دارد که اين مواد نيز از برگهاي فلسي و طبق و در نتيجه فعاليت آملياز و کربوهيدراتهاي غير محلول ناشي مي شوند و اين ميتواند دليلي براي سبز شدن زودتر پيازهاي کوچکتر و دير سبز شدن پيازهاي بزرگتر باشد. از نظر مقدار کل قندهاي احيا شده و غير احيا تفاوتي بين پيازها در اندازه گل دهنده و در اندازه غير گل دهنده ديده نشد، يا جوشهاي برداشت شده نيز چنين نتيجهاي را دارند البته در برگهاي پيازهاي با اندازه گل دهنده، مقدار بيشتري قندهاي احيا شده در مقايسه با پيازهاي غيرگل دهنده مشاهده شد، هر چند که مقدار قند ممکن است تحت تأثير عملکرد گل و کيفيت آن باشد.
از نظر مقدار ازت هيچ تفاوت آماري بين پيازها مشاهده نشد گرچه مقدار ازت بالا ممکن است اثر سودمندي بر گل دهي داشته باشد.
- تنظيم کنندههاي رشد:
مقدار اسيد جيبرليک در پيازهاي بزرگ بر اساس وزن تازه آنها بالا بود بنابراين مقدار جيبرلين ممکن است به زود گلدهي پيازهاي بزرگ کمک کند. تنظيم کنندههاي برون زا که زود گلدهي و تعداد گلچهها، بلندي سنبله و ... را تحت تأثير قرار ميدهند عبارت اند از اسيد جيبرليک، کلرومکوآت، اتفون، دمينوزيد، کنتين، اسيد آبسيسيک و تيوره.
- سيستمهاي آنزيمي:
تنها سيستم آنزيمي که روي مريم مطالعه شده آنزيم آميلاز است که در پيازهاي کوچک بيشتر است بيشترين فعاليت آميلاز در منطقه انتهايي کوچکترين اندامهاي زيرزميني است در پيازهاي متوسط و بزرگ، بيشترين فعاليت متابوليکي آميلاز در فلسهاست و فقط مقدار کمي در طبقها قرار دارد.
(6) منابع:
1) فيزيولوژي گلهاي پيازي- اگوست دي هرتاق – ترجمه محمدتقي ناصري- اتشارات جهاد دانشگاهي مشهد 1377
2) اصول باغباني- دکتر مرتضي خشخوي- انتشارات دانشگاه شيراز 1384
3) گلکاري دستور عملي پرورش گلها، داود طراح، انتشارات دنيا 1369
4) گلکاري پرورش گياهان زينتي ايران- احمد خليقي
با تشکر از جناب آقای ابوالقاسم قائدی به خاطر گرد آوری وتهیه این مطلب
خدایا: پاکم کن ، تا خاکم کنند.